معجزات و کرامات

کرامات امام صادق و زنده شدن زنی

در بصائر الدرجات روایت کرده که مردی از اصحاب به حج رفت به خدمت امام صادق علیه السلام رسید عرض کرد فدایت شوم زن من بیسار مریض بود در حال مرض وفات می کرد من حرکت کردم و من تنها مانده ام فرمود او را دوست می داشتی عرض کرد بلی فرمود به منزل خود برگرد او را خواهی دید چون برگشت دید زنش نشسته مشغول غذا خوردن است – و نظیر این اخبار در سیره امام صادق علیه السلام بسیار است که به شخصیت او می توان پی برد.
در اخبار کتب رجال چنین استنباط می شود که امام صادق علیه السلام در تمام فنون علمی دست قوی داشته و برخی از آنها به نام نهر بهشتی یا حوض بزرگ دامنه دار علوم جغرافیا را آموخته و طبقات ارض را تشریح و تعریف فرموده است و در ضمن این خوارق عاداتی که به حس و شهود به اصحاب نموده علومی را آموخته است و بالاترین معجزات آن حضرت همان قسمتها است.
در کتاب خرایج از ابان بن تغلب روایت نموده که گفت در مدینه از خانه خود بیرون آمدم که به خدمت امام صادق علیه السلام بروم چون نزدیک خانه او رسیدم دیدم جمعی از خانه او بیرون آمدند همه صورت زیبائی و لباسهای فاخری داشتند باوقار و سکینت و من آنها را نشناختم چون شرفیاب شدم دیدم پانزده نفر حضور او هستند که هیچ یک زبان یکدیگر را نمی فهمیدند بعضی عربی و برخی فارسی و نبطی و حبشی و سقلبی و عجمی بودند.
یکی از ما از دیگری پرسید که آن حضرت چه می گوید به چه زبان حدیث می فرماید آنکه عربی بود گفت به زبان عربی آنکه عجمی بود گفت به زبان فارسی آن کس که حبشی بود گفت من به لغت حبشی شنیدم و سقلبی گفت به زبان سقلبی به گوش من رسید و هر یک از آن پانزده نفر به زبان مانوس خود حدیث امام را شنیدند چون مجلس ما تمام شد بیرون آمدیم و همین نظر موجود بود ما برگشتیم حضور امام جریان را عرض کردیم فرمود حدیث یکی بود اما به گوش شماها به لهجه و لغات مختلف رسید و این هم از تصرفات ولایت مطلقه الهیه است.
در خرایج است که جابر گفت وقتی در خدمت اباعبدالله بودیم و به مردی گذشتیم که بزغاله ای را می خواست ذبح کند آن حیوان نگاهش به امام ششم افتاد صیحه ای زد آن حضرت به آن مرد فرمود قیمت این بزغاله چند است گفت چهار درهم امام صادق چهار درهم از آستین خود بیرون آورد به او داد و بزغاله را رها کرد.
پس از آن دیدیم بازی دراجی را گرفته و آن دراج فریاد برآورد امام ششم فرمود آن دراج را رها کن من عرض کردم امری عجیب از شما می بینم فرمود آری آن بزغاله را چون صاحبش خواست ذبح کند چشمش که بر من افتاد گفت پناه به خدا و شما اهل بیت می برم از اراده قصاب من او را در پناه خود نجات دادم.
اما آن دراج نیز به ما پناه آورد که آزادی او را خواستم آنگاه فرمود اگر شیعیان ما دارای استقامت در عقیده خود بودند به آنها منطق طیور و وحوش را می آموختم و هر کجا استعدادهای لایق و خلوص نیت و حسن طویت می دید از علوم و فنون غریبه می آموخت تا بهره مند گردند.
برگرفته از کتاب دانشنامه امام صادق علیه السلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *