گسترش و ترویج علوم

نمونه هایی از تفسیر قرآن امام صادق

امام صادق علیه السلام در حالی که در بلندای قله ی بلاغت عربی قرار داشت و بی نیاز از لغت بود، هر گاه می خواست دلیلی اقامه کند، برای تأویل آیات جز به تفسیر به چیز دیگری روی نمی آورد. او در درک آیات با بصیرت ترین افراد بود. در تفسیر او شنیده نشده که نقصی وارد شده باشد. کسی جز بلغاء [۲۳۴] بر تفسیر، با استخراج مجازهای موجود در قرآن نیست. فقه امام صادق علیه السلام در هر بابی، از قرآن سرچشمه می گرفت. ۱٫ شخصی از امام علیه السلام درباره ی این گفته ی خدای سبحان پرسید: (من قتل نفسا بغیر نفس أو فساد فی الأرض فکأنما قتل الناس [ صفحه ۱۴۴] جمیعا و من أحیاها فکأنما أحیا الناس جمیعا) [۲۳۵] . کسی که فردی را بکشد، بی آن که او (مقتول) کسی را کشته باشد و یا فسادی در زمین انجام داده باشد، گویی همه ی مردم را کشته است و کسی که آن را حیات بخشد، گویی همه را زنده ساخته است. امام پاسخ داد: کسی که فردی را از هدایت خارج کند و به گمراهی بکشد، به خدا سوگند! او را کشته است. [۲۳۶] . ۲٫ کافری از ایشان درباره ی تفسیر این گفته ی خدای متعال سؤال کرد: (فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلاث و رباع فان خفتم الا تعدلوا فواحده) [۲۳۷] . آنچه را که از زنان خویش دارید، دو و سه و چهار تا از آنان را به ازدواج خود در آورید، مگر این که از عدم عدالت بین آنان بیم داشته باشید که در این صورت یک زن کافی است. و گفته ی خداوند در آخر سوره: (و لن تستطیعوا أن تعدلوا بین النساء و لو حرصتم فلا تمیلوا کل المیل) [۲۳۸] . هر چند خواسته باشید، هرگز نتوانید بین زنان با عدالت رفتار کنید. امام، شخص کافر را ناتوان ساخت و فرمود: اما این که خداوند فرمود: (فان خفتم الا تعدلوا فواحده) منظورش هزینه ی زندگی و آنجا که فرمود: (و لن تستطیعوا أن تعدلوا بین النساء ولو حرصتم) تنها مقصودش محبت و دوستی بوده است، چون هیچ کس نمی تواند بین دو همسر، مهر و محبت یکسان داشته باشد. [۲۳۹] . [ صفحه ۱۴۵] ۳٫ درباره ی رزقی که خداوند بر انفاق آن تشویق فرموده است: (و مما رزقناهم ینفقون) [۲۴۰] . سخن می گوید و آن را تفسیر می کند به: «و مما علمناهم یبثون». از آنچه که به آنان آموخته ایم، منتشر می سازند. علم و دانش، رزق است و انتشار آن، انفاق واجب است. [۲۴۱] . ۴٫ آنجا که از حجیت قرآن سخن می گوید، شخص سؤال کننده ابتدا می پرسد: اگر شعر و سخنرانی تکرار شود، چرا ملال آور است، ولی قرآن ملال آور نیست؟ پاسخ می دهد: چون قرآن همان گونه که بر دوران اول حجت بود، بر دوران های بعد نیز حجت است و هر کس در درون خود، آن گاه که آن را دوباره بخواند و در آن بیاندیشد در هر زمانی علومی تازه و جدید از آن دریافت می کند و این ویژگی در شعر و سخنرانی نیست. [۲۴۲] . ۵٫ مفضل می گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: مرا خبر بده از گفته ی خدای عزوجل که می فرماید: (و جعلها کلمه باقیه فی عقبه) [۲۴۳] . خداوند، کلمه ی توحید را در نسل او پاینده گردانید. فرمودند: منظورش از این موضوع (امامت است) که آن را تا روز [ صفحه ۱۴۶] قیامت در نسل حسین علیه السلام قرار داده است. گفتم: چگونه امامت در نسل و اولاد حسین علیه السلام است و در فرزندان حسن علیه السلام قرار نگرفته است، حال آن که هر دو فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می باشند؟ فرمود: موسی و هارون دو پیامبر مرسل و دو برادر بودند و خداوند، نبوت را در ذریه ی هارون قرار داد، نه در دودمان موسی و کسی حق ندارد بگوید که خدا چرا این کار را کرده است، زیرا امامت، جانشینی خدای متعال است که آن را در نسل حسین علیه السلام قرار داده است نه در نسل حسن علیه السلام. چون خداوند در کارهای خود حکیمانه عمل می کند، از کار او سؤال نمی شود ولی آنان مورد سؤال قرار می گیرند. [۲۴۴] . امام علیه السلام دیدگاه خود را درباره ی وجوب امامت اعلان می کند. شخص سؤال کننده درباره ی منزلت و جایگاه پیشوایان، از او می پرسید و این که آنان شبیه به چه کسانی هستند؟ امام علیه السلام می فرماید: مانند یار موسی و ذی القرنین، که دو عالم بودند، اما پیامبر [۲۴۵] نبودند. [۲۴۶] . [ صفحه ۱۴۷] ۶٫ امام علیه السلام درباره ی گفته ی خدای متعال که فرموده است: (یمحوا الله ما یشاء و یثبت) [۲۴۷] . خدا هر چه خواهد محو کرده و هر چه را خواهد اثبات می کند؟ می فرماید: آیا خداوند جز چیزی را که ثابت است، محو می کند؟ و آیا خبر چیزی را که وجود ندارد، ثابت نگاه می دارد؟ [۲۴۸] . و می فرماید: اگر مردم بدانند در زمینه ی گفتار پیرامون بداء چه اندازه اجر و پاداش وجود دارد، از سخن گفتن درباره ی آن آرام نداشتند. [۲۴۹] . منظور او، این است که خداوند، دعای بندگان را مستجاب می گرداند و فرموده ی او: «چیزی مانند بداء، خداوند را بزرگ جلوه نمی دهد» [۲۵۰] در همین زمینه است. ۷٫ عمرو بن عبید از او درباره ی گناهان کبیره در قرآن پرسید، حضرت آن ها را برشمرد و در کنار هر گناه کبیره ای، آیه ای از قرآن را به عنوان شاهد آورد، که عبارتند از: شرک: «ان الله لا یغفر أن یشرک به) [۲۵۱] . ناامیدی از رحمت خدا: (لا ییأس من روح الله الا القوم الکافرون) [۲۵۲] . [ صفحه ۱۴۸] عاق والدین: (برا بوالدتی و لم یجعلنی جبارا شقیا) [۲۵۳] قتل نفس: (و من یقتل مؤمنا متعمدا فجزاؤه جهنم خالدا فیها) [۲۵۴] . تهمت به زنان شوهردار: (ان الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا فی الدنیا و الآخره) [۲۵۵] . خوردن مال یتیم: (ان الذین یأکلون أموال الیتامی ظلما انما یأکلون فی بطونهم نارا و سیصلون سعیرا) [۲۵۶] . رباخواری: (الذین یأکلون الربا لا یقومون الا کما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس) [۲۵۷] . فرار از جنگ: (و من یولهم یومئذ دبره الا متحرفا لقتال أو متحیزا الی فئه فقد باء بغضب من الله و مأواه جهنم و بئس المصیر) [۲۵۸] . سحر: (و لقد علموا لمن اشتراه ما له فی الآخره من خلاق) [۲۵۹] . [ صفحه ۱۴۹] زنا: (و لا تقربوا الزنا انه کان احشه و ساء سبیلا) [۲۶۰] . سوگند دروغ: (ان الذین یشترون بعهد الله و أیمانهم ثمنا قلیلا أولئک لا خلاق لهم فی الآخره و لا یکلمهم الله و لا ینظر الیهم یوم القیامه و لا یزکیهم و لهم عذاب الیم) [۲۶۱] . خیانت: (و من یغلل یأت بما غل یوم القیامه) [۲۶۲] . زکات ندادن: (و الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب ألیم) [۲۶۳] . کتمان شهادت: (و من یکتمها فانه آثم قلبه) [۲۶۴] . شهادت باطل: (و الذین لا یشهدون الزور) [۲۶۵] . پیمان شکنی و قطع صله ی رحم: (الذین ینقضون عهدالله من بعد میثاقه و یقطعون ما أمر الله به أن یوصل و یفسدون فی الأرض أولئک هم الخاسرون) [۲۶۶] . [ صفحه ۱۵۰] کفران نعمت: (و لئن کفرتم ان عذابی لشدید) [۲۶۷] . کم فروشی: (ویل للمطففین) [۲۶۸] . ترک نماز… و لواط… سخن بیهوده… و میگساری… و بدعت… [۲۶۹] . ۸٫ مسعده بن صدقه می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم در حالی که پرسیده شد: آیا امر به معروف و نهی از منکر بر تمام مردم واجب است؟ حضرت فرمود: خیر! به حضرت عرض شد: چرا؟ فرمود: بر کسی واجب است که توانمند، دارای جایگاه اجتماعی و عالم به معروف و منکر باشد و بر انسان ناتوان واجب نیست. دلیل آن قرآن کریم است که می فرماید: (و لتکن منکم أمه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر) [۲۷۰] . تعبیر «منکم» عده ای خاص را بیان می کند، نه عموم مردم؛ چنان که در آیه ی شریفه آمده است: (و من قوم موسی أمه یهدون بالحق و به یعدلون) [۲۷۱] . یعنی برخی از قوم موسی به حق هدایت می کنند و نفرمود: (و لم یقل علی امه موسی و لا علی کل قومه) [۲۷۲] . در این جا امام علیه السلام به «من» در «منکم» و «من قوم موسی» استدلال کردند که امر به معروف و نهی از منکر بر همه ی افراد واجب نیست؛ بلکه بر کسانی که توانایی دارند به معروف آگاهند، واجب است. ۹٫ از امام صادق علیه السلام درباره ی گفته خدای سبحان که فرموده است: [ صفحه ۱۵۱] (وسع کرسیه السموات و الأرض) [۲۷۳] . مورد پرسش قرار گرفت، حضرت فرمود: عرش، در یک صورت یعنی همه ی آفریده ها و کرسی جایگاه آن هاست به عبارتی دیگر، عرش علمی است که خداوند، پیامبران و رسل و حجت های خود را بر آن آگاه ساخته است و کرسی، علمی است که خدای سبحان، هیچ یک از پیامبران و رسل و حجت های خویش را بر آن آگاه نساخته است. [۲۷۴] . ۱۰٫ عبدالأعلی، مولی آل سام، به امام صادق علیه السلام می گوید: لغزیدم، و در اثر آن ناخنم جدا شد. مرهم و دارویی بر انگشتم قرار دادم، در این حالت چگونه وضو بگیرم؟ حضرت فرمود: «یعرف هذا و اشباهه من کتاب الله عزوجل، قال الله تعالی: (و ما جعل علیکم فی الدین من حرج امسه علیه». [۲۷۵] . حکم این مساله و مشابه آن را می توان از قرآن استخراج کرد. خداوند می فرماید: «در دین شما بر شما حرجی نیست.» در نتیجه با استفاده از آیه (نفی حرج) می توان مسح روی مرهم یا پارچه ای که بر زخم (جبیره) می بندد انجام داد. [۲۷۶] .
برگرفته از کتاب ویژگیهای امام صادق علیه السلام نوشته آقای حامد فدوی اردستانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *