سیره عملی و رفتاری

مبارزه امام صادق با صوفیه

صوفیّه : در اوائل قرن دوّم هجری در درون جامعه اسلامی افرادی پیدا شدند که خود را زاهد و صوفی نامیدند.(۱)این گروه در راستای اعتقادات باطل وضدّ اسلامی خود، در بهره گیری از نعمتهای الهی و مواهب طبیعی روش خاصی اتخاذ کردند و چنین وانمود می کردند که روش صحیح و راه دین همان است که ایشان می روند.
آنان مدعی بودند که بطور مطلق و در هر شرایطی باید از نعمتهای دنیوی دوری جست . مومن واقعی کسی است که از پوشیدن لباس خوب ، خوردن غذای لذیذ و سکونت در خانه وسیع اجتناب ورزد.(۲)طبعاً کسانی که این مواهب را مورد استفاده قرار می دادند از سوی این گروه به دنیا دوستی و خروج از مسیر ایمان متهم شده مورد تحقیر و ملامت قرار می گرفتند.امام صادق علیه السلام در برابر این جریان انحرافی نیز موضع گرفت و ضمن تاءکید و توصیه بر تهذیب نفس و توجه به معنویات و دل نبستن به دنیا و مظاهر آن ، رهبران این گروه را افرادی (فاسد العقیده ) و دشمن اهل بیت علیه السلام قلمداد کرد. به نقل امام عسکری علیه السلام از امام صادق علیه السلام در باره ابوهاشم کوفی (بنیانگذار فرقه صوفیّه ) سؤ ال شد. آن حضرت فرمود:(او مردی فاسد العقیده بود. او کسی بود که مذهبی به نام تصوف اختراع کرد و آن را، راه فراری برای عقیده ناپاک خود قرار داد.)(۳)
ص: ۱۳۴
یکی از یاران امام صادق علیه السلام به آن حضرت عرض کرد: در این ایام گروهی پیدا شده اند به نام (صوفیّه )، در باره آنان چه می فرمایید؟ امام علیه السلام فرمود:(ایشان دشمنان ما هستند، کسانی که به آنان تمایل پیدا کنند جزو ایشان خواهند بود و با آنان محشور می شوند. به همین زودیها گروهی که نسبت به ما اظهار محبّت می نمایند، به ایشان تمایل و شباهت پیدا می کنند و خود را با القاب آنها ملقب می سازند و سخنان آنها را تاءویل می نمایند. کسانی که متمایل به آنان شوند از ما نیستند و ما از ایشان بیزاریم ، و آنان که سخنان ایشان را ردّ و انکار کنند مانند کسانی هستند که در رکاب پیامبرصلی الله علیه وآله با کفار نبرد می کردند.)(۴)
امام صادق علیه السلام دربرخورد حضوری با سران صوفیّه ایشان را به اشتباه و انحراف خود متوجه کرده ، نصیحت وارشادشان می فرمود. نمونه بارز آن گفتگویی است که میان آن حضرت و سفیان ثوری در همین رابطه رخ داده و موجب شکست و سرافکندی وی شده است .(۵)
۱-رجال کشی ، ج ۲ ، ص ۵۷۷ و بحارالانوار ج ۲۵ ، ص ۲۷۰ .
۲-برای آگاهی از این موارد به اثبات الهداه ، ج ۳ ، ص ۱۰۱ و ۱۰۲ و کشف الغمه ، ج ۲ ، ص ۱۹۷ و بحارالانوار ، ج ۴۷ ، ص ۳۴۱ رجوع کنید .
۳-به نوشته مقدس اردبیلی نخستین کسی که به این نام خوانده شد و بذر این مسلک را در سرزمین اسلام پاشید ابوهاشم کوفی بود . (حدیقه الشیعه ، ص ۵۶۰ )
ص: ۱۳۵
۴-لازم به یادآوری است که بطلان مذهب صوفیه ازاین جهت است که آنان بطور مطلق و به صورت یک وظیفه الزامی ، حکم به ترک لذّات و نعمتهای دنیوی می کردند ، وگرنه از دیدگاه اسلامی ، گاهی ترک پاره ای از لذّتها ونعمتهای دنیوی برای خود سازی و یا همدردی با محرومان و نیز برای مقام رهبری جامعه اسلامی در هنگامی که آن را در ظاهر نیز برعهده دارد وعامّه مردم در فقر و تنگدستی بسر می برند مانند پیامبرصلی الله علیه وآله وامیر مؤ منان علیه السلام ، لازم است ، ولی این غیراز تفکر صوفیه است .
۵-حدیقه الشیعه ، ص ۵۶۴ .
تولی وتبری
ولایت
برگرفته از کتاب غدیر در سیره امام صادق علیه السلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *