احادیث و سخنان, سیره عملی و رفتاری

درسنامه – سیره و احادیث امام صادق (ع) – نمونهای از ابتلائات گذشتگان

در میان قبائل عرب چه قبل و چه بعد از اسلام، رسم بر این بوده که اگر کسی به خانهای رفت و از آنها امان خواست و تقاضا کرد
که به او پناه دهند و به او امان و پناه میدهند و جا و غذا و دیگر وسایل آرامش او را مهیا میکنند، چه شخص پناهنده دوست باشد
چه دشمن. حتی اگر قاتلی به خانواده مقتول پناه میبرد به او پناه میدادند و چه بسا او را احترام میکردند. این مسئله در سابق بیشتر
رعایت میشده است. بنده خودم در عراق بارها این مسئله را مشاهده کرده و شنیدهام. برای عرب عیب بسیار بزرگی است که کسی
از او پناه بخواهد، اما به او پناه ندهد. هیچ عربی حاضر نیست چنین کاری کند و اگر کسی چنین کاری انجام دهد، و به پناهندهای
ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم خرج فی الموسم یعرض » پاسخ منفی دهد، ننگ تلقی میشود. در بحارالانوار آمده است که
۱۱۳ ] رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در ایام برگزاری مناسک حج خود را بر قبایل عرب که برای زیارت ] « نفسه علی القبائل
خانه خدا آمده بودند عرضه میکرد؛ به این معنا که هر قبیله و عشیرهای که بدان جا میآمد، پیامبر نزد آنها میرفت و میفرمود: آیا
۱۱۴ ] کلمه احد، نکرهی در سیاق نفی است و افاده عموم ] « فلم یقبله أحد منهم » ؟ اجازه میدهید بنشینم و برایتان صحبت کنم
میکند. یعنی احدی به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اجازه چنین کاری را نمیداد؛ زیرا مشرکان مکه بر قبایل عرب فشار آورده
بودند که با پیامبر گفت و گو نکنند. در تمام تاریخ جزیره العرب فقط یک نفر است که با او چنین برخورد شده است، و غیر از
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مورد دیگری در تاریخ ثبت نشده و نبوده است. رسم و مرامی که حتی در مورد قاتلان هم
ترک نمیشد، در خصوص ایشان ترک شد و هنگامی که سید صالحان، پیامبر اسلام، با آن سیمای جذاب و نورانی و ملاحت و
زیبایی کلام، در ایام حج از قبایل عرب دعوت میکردند که به سخنان آن حضرت گوش دهند، دست رد بر سینهاش میزدند. در
۱۱۵ ] نعوذ بالله، به پیامبر ] « فجعل یعرض نفسه علی قبائل العرب فاذا أتاهم قالوا کذاب امض عنا » بحار [صفحه ۸۸ ] آمده که
این کار خرق عادت و شکستن سنت بود که نزد عرب بسیار ناپسند شمرده میشد و .« دروغگویی از کنار ما رد شو » : میگفتند
عربها حتی با یک قاتل چنین رفتاری نمیکردند، اما در مورد پیامبر اکرم از این بیحرمتی و اهانت ابا نکردند. رسول خدا صلی
الله علیه و آله و سلم با آن که بسیار با حیا بودند با وجود همه این اهانتها دست از تبلیغ بر نداشتند. از میان این همه قبایل و با این
النادر کالمعدوم؛ چیزی که » همه خون دل خوردن فقط عدهای انگشت شمار ایمان آوردند. اما چنین کسانی بسیار نادر بودند و
اما از آن جا که این کار از طرف خدا به رسولش امر شده بود، پیامبر همچنان .« کمیاب است، گویا نیست و وجودش مثل نبود است
به وظیفه خود عمل میکردند. هر سال فقط افراد نادری به اسلام میگرویدند و بعضی از سالها هیچ کس اسلام نمیآورد. در
یکی از این سالها عدهای از مشرکان قبیلهی خزرج از مدینه برای به جا آوردن زیارت [ ۱۱۶ ] خانهی خدا به مکه آمده بودند. پیامبر
خدا صلی الله علیه و آله و سلم نزد آنها رفت و فرمود: آیا اجازه میدهید برای شما صحبت کنم؟ گفتند: بلی، بیا صحبت کن. پیامبر
نیز برای آنها از دین اسلام و خداوند یگانه گفت و آنها با گوش دادن به سخنان پیامبر ایمان آوردند.
صفحه ۴۲ از ۱۰۴
برگرقته از کتاب درسنامه امام صادق علیه السلام نوشته:آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی (دام ظله )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *