شهادت, ولادت، از کودکی تا بزرگسالی

ولادت و وفات امام ششم علیه السلام

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
کافی ج ۱ ص ۴۷۲ مینویسد حضرت صادق علیه السّلام در سال هشتاد و سه متولد شد و در شوال سال صد و چهل و هشت از دنیا رفت شصت و پنج سال زندگی کرد و در بقیع دفن شد. مادرش ام فروه دختر قاسم بن محمّد که مادر او اسماء دختر عبد الرحمن بن ابی بکر بود.
شهید در دروس مینویسد: امام صادق علیه السّلام روز دوشنبه هفدهم ربیع الاول سال هشتاد و سه متولد شد و در همان مدینه در ماه شوال بعضی نیمه رجب نوشته اند روز دو شنبه سال صد و چهل و هشت از دنیا رفت در سن شصت و پنج سالگی مادرش ام فروه دختر قاسم بن محمّد. جعفی گفته اسمش فاطمه بود و کنیه اش ام فروه «۱» در مصباح کفعمی ص ۵۲۳ مینویسد روز دوشنبه هفده ربیع الاول سال ۸۳ متولد شد در زمان عبد الملک مروان و در روز دو شنبه نیمه رجب سال ۱۴۸ بوسیله انگور مسموم از دنیا رفت.
ثواب الاعمال ابو بصیر گفت خدمت ام حمیده رسیدم که او را بدر گذشت
زندگانی حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، ص: ۴
حضرت صادق علیه السّلام تسلیت بگویم شروع بگریه کرد من نیز از گریه او اشکم جاری شد. گفت اگر هنگام درگذشت حضرت صادق می بودی چیز عجیبی مشاهده میکردی.
گفت حضرت صادق چشم باز کرد و فرمود هر کس با من خویشاوندی دارد بگوئید بیاید. همه را جمع کردیم. نگاهی بآنها نموده فرمود: «ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلاه» بشفاعت ما نخواهد رسید کسی که نماز خود را سبک شمارد.
در غیبت شیخ طوسی ص ۱۲۸ هشام بن احمر از سالمه کنیز حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که گفت من هنگام درگذشت آن جناب حضور داشتم. بیهوش شد همین که بهوش آمد فرمود به حسن بن علی بن علی بن الحسین که مشهور بافطس بود هفتاد دینار بدهید و بفلان کس فلان مبلغ و بفلانی این قدر.
عرضکردم آقا بکسی پول میدهی که با کارد بتو حمله کرد و قصد کشتن شما را داشت؟! فرمود نمیخواهی از کسانی باشم که خداوند در باره آنها فرموده وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ «۱» بلی سالمه! خداوند بهشت را آفرید و آن را خوشبو کرد که بوی خوش آن از دو هزار سال راه بمشام میرسد ولی بوی بهشت را نافرمان پدر و مادر و قطع کننده رابطه ی خویشاوندی حس نخواهد کرد.
غیبت طوسی- ابو ایوب خوزی گفت منصور دوانیقی نیمه شب از پی من فرستاد وقتی رفتم روی تخت نشسته بود مقابلش شمعی میسوخت و در دست نامه ای داشت تا سلام کردم نامه را پیش من انداخت و شروع بگریه کرد. گفت این نامه محمّد بن سلیمان است نوشته است که جعفر بن محمّد از دنیا رفته- إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ سه مرتبه این کلمه را گفت کجا میتوان چون جعفر بن محمّد پیدا کرد.
بمن گفت بنویس. اول نامه را نوشتم، گفت بنویس اگر شخص معینی را وصی
زندگانی حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، ص: ۵
خود قرار داده گردنش را بزن. جواب نامه آمد. که پنج نفر را وصی خود قرار داده یکی از آنها خود منصور ابو جعفر است، علی بن سلیمان، عبد اللَّه و موسی دو پسرش و حمیده. منصور گفت نمیتوان اینها را کشت.
مناقب- داود بن کثیر رقی گفت: مرد عربی پیش ابو حمزه ثمالی آمده چیزی پرسید- ابو حمزه گفت حضرت صادق از دنیا رفت. عرب ناله ای زده بیهوش شد. وقتی بهوش آمد پرسید کسی را وصی قرار داده گفت بلی و پسر خود عبد اللَّه و موسی و منصور دوانیقی را وصی خود قرار داده ابو حمزه لبخندی زده گفت الحمد للَّه که ما را هدایت نمود و ما را به بزرگتر آشنا کرد و کوچکتر را معرفی نمود و مطلب بزرگی را پنهان داشت.
توضیح خواستند از این جملات مبهمش گفت عیب های پسر بزرگتر را نمود و ما را راهنمائی به فرزند کوچکتر موسی بن جعفر نمود و وصی واقعی را از منصور پنهان کرد اگر او بگوید وصی جعفر بن محمّد کیست بگویند خودت.
اعلام الوری ص ۲۶۶ مینویسد در هفدهم ربیع الاول سال هشتاد و سه هجرت امام صادق علیه السّلام متولد شد و در نیمه رجب بعضی در شوال گفته اند سال ۱۴۸ هجری از دنیا رفت در سن ۶۵ سالگی با جد و پدر خود دوازده سال بود بعد از درگذشت جدش با پدر خود نوزده سال و بعد از پدر ایام امامتش سی و چهار سال بود.
در ایام امامت آن جناب بقیه حکومت هشام بن عبد الملک و حکومت ولید بن یزید بن عبد الملک و حکومت یزید بن ولید بن عبد الملک که مشهور به ناقص بود و حکومت ابراهیم بن ولید و حکومت مروان بن محمّد مشهور بحمار و در سال صد و سی و دو ابو مسلم خراسانی قیام کرد که در نتیجه سلطنت از بنی امیه به بنی عباس که اولین خلیفه آنها عبد اللَّه بن محمّد بن علی بن عبد اللَّه بن عباس معروف بسفاح بود منتقل گشت. او چهار سال و هشت ماه حکومت کرد پس از او برادرش ابو جعفر مشهور بمنصور دوانیقی بیست و یک سال و ده ماه حکومت را در عهده داشت حضرت صادق علیه السّلام در سال دهم حکومت او از دنیا رفت و در بقیع کنار پدر و جد و عموی خود امام حسن مدفون شد.
کافی ج ۱ ص ۴۷۵- یونس بن یعقوب از حضرت موسی بن جعفر نقل کرد که فرمود
زندگانی حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، ص: ۶
من پدرم را در دو پارچه مصری معروف بشطوی که در آنها احرام بسته بود کفن کردم و یکی از پیراهنهای خود آن جناب و عمامه ای که متعلق بعلی بن الحسین علیه السلام بود و بردی که آن را چهل دینار خریدم.
در روایت دیگر از عمرو بن سعید آخرش اضافه مینماید آن برد اگر امروز می بود چهار صد دینار می ا.
کافی- اسحاق بن جریر گفت حضرت صادق فرمود سعید بن مسیب و قاسم ابن محمّد ابن ابی بکر و ابو خالد که یکی از اشخاص مورد اعتماد پدرم بودند و مادرم زنی باایمان و پرهیز کار و نیکوکار بود خدا نیکوکاران را دوست دارد.
کافی- وقتی حضرت باقر از دنیا رفت حضرت صادق دستور داد در آن خانه ای که می نشست چراغ روشن کنند تا وقتی که حضرت صادق از دنیا رفت موسی بن جعفر علیه السّلام نیز همان کار را کرد نسبت بخانه حضرت صادق تا وقتی آن جناب را بطرف بغداد بردند دیگر نفهمیدم چه شد.
برگرفته از کتاب زندگانی امام جعفر صادق علیه السلام نوشته آقای موسی خسروی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *