حوادث، وقایع، هجرت

غلات شیعه زمان امام صادق

مسئلهی «غلو» دربارهی پیشوایان یکی از مهمترین سرچشمههای انحراف در ادیان آسمانی بوده است. از آنجا که انسان علاقه به خود دارد مایل است رهبران و پیشوایان خویش را هم بیش از آنچه هستند بزرگ نشان دهد تا بر عظمت خود افزوده باشد.
گاهی نیز این تصور که غلو دربارهی پیشوایان نشانهی ایمان و عشق و علاقهی به آنها است، سبب گام نهادن در این ورطهی هولناک میشود.
غلو همواره یک عیب بزرگ را همراه دارد و آن اینکه ریشهی اصلی مذهب یعنی خداپرستی و توحید را خراب میکند. به همین جهت اسلام دربارهی غلات سختیگری شدیدی کرده و در کتب عقاید و فقه، غلات از بدترین کفار معرفی شدهاند. در زمان امام صادق علیهالسلام هم از این گونه افراد زیاد بودند که دربارهی ائمه غلو میکردند و امام صادق علیهالسلام آنها را از خود طرد فرمود.
غلات جمع غالی است که در پارسی به معنی گزافهگویان است. آنان فرقههایی از شیعه هستند که در تشیع راه افراط پیش گرفته دربارهی ائمهی خود گزافهگویی کردند و ایشان را به خدایی رساندند و گفتند جوهر نورانی الهی در آنها حلول کرده است و یا به تناسخ قائل گشتند.
غالب ایشان در عقیده مشترکند و در حقیقت یک فرقه بیش نیستند که به نامهای مختلف در کتب تواریخ و فرق ذکر شدهاند.
تقریبا تمام فرق شیعه بجز اثنی عشریه و زیدیه و بعضی از اسماعیلیه از
[صفحه ۲۰۱]
غلات به شمار میروند. نسبتهایی که فرق غلات به ائمه و پیشوایان خود میدهند از طرف دیگر مسلمانان و حتی فرق شیعهی میانه رو رد شده است، تا حدی که اکثر فرق اسلام غلات را به سبب سخنان کفرآمیزشان از دین اسلام بیرون میدانند.
به قول شهرستانی غالبا غلات یکی از ائمه را به خدا تشبیه کرده خدا را حال در ابدان آدمیان دانند و مانند تناسخیان و یهود و نصاری قائل به تجسیم خداوند شدهاند.
اصول عقاید مبتدعهی غلات شیعه چهار است: تشبیه، بداء، رجعت و تناسخ.
پیروان این عقاید در هر سرزمینی نامی بر خود نهادهاند. در اصفهان خرمیه و کوذیه، در ری مزدکیه و سنبادیه، در آذربایجان دقولیه و در بعضی از نقاط محمره یا سرخ جامگان و در ماوراءالنهر مبیضه یا سپید جامگان نامیده میشوند [۳۴۸].
در آغاز، غلات شیعه تنها به غلو دربارهی ائمه و پیشوایان خود میپرداختند، ولی از قرن دوم هجری بعضی از فرق ایشان مطالب غلوآمیز خود را با سیاست آمیختند و با دولتهای عباسی و اموی به مخالفت برخاستند.
غلات را نمیتوان از فرق شیعهی میانهرو به شمار آورد، زیرا سخنان ایشان نه با موازین شرع اسلام مطابق است و نه با معیار عقل و منطق، و چون آنان خود را به شیعه بسته و به این طایفه منتسب دانستهاند، ما نیز ایشان را در عداد فرق شیعه میآوریم.
برگرفته از کتاب پرتوی از زندگانی امام صادق علیه السلام نوشته آقای نورالله علیدوست خراسانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *