حوادث، وقایع، هجرت

شهادت زید بن علی

شب، طبیب جراحی را آوردند تا پیکان تیر را از پیشانی زید بیرون بیاورد، ولی پیکان به قدری در پیشانی او فرورفته بود که بیرون کشیدن آن به سهولت مقدور نبود. سرانجام طبیب، پیکان را از پیشانی زید بیرون کشید ولی بر اثر جراحت بزرگ تیر، زید به شهادت رسید. یاران زید پس از مشاورهی زیاد تصمیم گرفتند جسد او را در بستر نهری که در آن حدود جاری بود به خاک بسپرند و آب را روی آن جاری سازند تا ماموران هشام آن را پیدا نکنند. به دنبال این تصمیم، ابتدا آب نهر را از مسیر خود منحرف کردند و پس از دفن کردن جسد زید در بستر نهر، مجددا آب را در مسیر خود روان ساختند.
متاسفانه یکی از مزدوران هشام که ناظر دفن کردن جسد زید بود، جریان را به یوسف بن عمر گزارش داد. به دستور یوسف جسد زید را بیرون آوردند و سر او را از تن جدا کردند و برای هشام فرستادند و بدنش را به دار آویختند. پیکر بیجان زید تا زمان مرگ هشام بر سر دار بود [۵۰].
[صفحه ۴۵]
برخی نوشتهاند هشام پس از شهادت زید نیز از بدن مطهرش دست برنداشت و دستور داد آن را برهنه و وارونه به دار آویختند و بنا به نقل بعضی از تواریخ چهار سال [۵۱] بالای دار نگاه داشتند [۵۲].
فرماندار کوفه (یوسف بن عمر) به چهارصد نفر ماموریت داد که به ترتیب هر شب صد نفر اطراف آن چوبهی دار نگهبانی دهد و از بدن زید محافظت کنند، زیرا هنگامی که زید را به دار آویختند، اهل کوفه نزدیک چوبهی دار میآمدند و در آنجا عبادت میکردند [۵۳] و مزدوران هشام چون میترسیدند مردم جسد زید را پایین بیاورند و غسل دهند و کفن کنند و به خاک بسپارند [۵۴]، دستور دادند اطراف چوبهی دار ستونی ساختند که مردم به زیارتش نروند و تا زمانی که هشام از دنیا رفت، بدن زید بالای دار بود. پس از اینکه ولید بن یزید به خلافت رسید، یوسف بن عمر فرماندار کوفه نزد او آمد و هنگامی که به کوفه برگشت، دستور داد بدن زید را آتش بزنند و برای این کار به عدهای از افراد پست و رذل پول فراوانی داد که آنها رفتند و هیمهی زیادی فراهم کردند، آنگاه بدن زید را سوزاندند و خاکستر او را در شریعهی فرات ریختند [۵۵].
برخی گفتهاند ولید به یوسف بن عمر گفت: بدن زید را بسوزان، سپس ذرات آن را در دریا بریز [۵۶].
[صفحه ۴۶]
سر بریدهی زید را فرماندار کوفه نزد هشام فرستاد. هشام برای اینکه قدرت خود را به مردم بفهماند، دستور داد سر زید را دم دروازهی شام نصب کردند تا مردم آن را ببینند. سپس سر را به مدینه فرستاد و دستور داد یک شب و یک روز آن را کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نصب کنند [۵۷].
آن روز فرماندار مدینه محمد بن ابراهیم بن هشام مخزومی بود. مردم مدینه پیش او آمدند و درخواست کردند سر زید را پایین بیاورد، قبول نکرد. صدای مردم همانند روزی که خبر شهادت حسین بن علی علیهالسلام را شنیدند، به گریه و زاری بلند شد. فرماندار مردم را در محلی گرد آورد و به مبلغان مزدور و جیرهخوار دستگاه خلافت دستور داد حضرت علی و حسنین علیهمالسلام و پیروان آنان را لعن کنند، و هفت روز این روش ناپسند ادامه داشت [۵۸] آنگاه سر مبارک زید را به مصر فرستاد و آن را نزدیک جامع مصر نصب کرد. اهل مصر سر را دزدیدند و نزدیک جامع ابن طولون دفن کردند [۵۹] سپس در سال ۱۲۲ هجری هشام دستور داد سر زید را پیش حنظله بن
[صفحه ۴۷]
صفوان فرماندار مصر بردند. حنظله دستور داد سر را روی چیزی نصب کردند و اطراف شهر گرداندند [۶۰].
به هر حال جریان شهادت زید بن علی بن الحسین علیهالسلام یکی از جنایتهای بزرگ هشام بن عبدالملک بود که ننگ آن هرگز از دامان خاندان بنیامیه پاک نخواهد شد.
برگرفته از کتاب پرتوی از زندگانی امام صادق علیه السلام نوشته آقای نورالله علیدوست خراسانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *