از دیدگاه قرآن

رابطه مؤمن با دنیا در روایات و قرآن

فلا تضیع مالک و تصلح مال غیرک ما خلفته وراء ظهرک و اقنع بما قسمه الله لک و لا تنظر الا الی ما عندک و لا تتمن ما لست تناله فان من قنع شبع و من لم یقنع لم یشبع و خذ حظک من آخرتک و لا تکن بطرا فی الغنی و لا جزعا فی الفقر.
عدم دل بستگی به دنیا
در قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام مطالب بسیاری درباره ی زهد و وارستگی و قناعت و عزت نفس بیان شده است. هم چنین در کتاب های اخلاقی ما، مخصوصا کتاب هایی که بیش تر جنبه روایتی دارد، بحث های فراوانی در این باره وجود دارد. نکته ای که در این جا هست این است که در این گونه موارد معمولا فقط یک بعد قضیه مطرح و تبیین می گردد، لذا وظیفه ی علما و فقها، یعنی کسانی که دین شناس و آشنا به کلمات اهل بیت علیهم السلام و مبانی اسلام هستند، این است که به سایر ابعاد نیز توجه نموده و با بررسی آنها نظر اسلام و اهل بیت علیهم السلام را در موارد خاص بیان کنند.
یک مسأله این است که توجه انسان نباید معطوف به امور مادی و زودگذر دنیا باشد؛ یعنی تعلقاتش متمرکز در شهوات و لذات زودگذر دنیا نباشد، بلکه باید دوراندیش و آخرت گرا و دارای همتی بلند بوده، متوجه این مطلب باشد که زندگی دنیا چند روزی بیش نیست و زندگی ابدی و حقیقی در عالم دیگر است. بر اساس این بینش است که انسان همه ی زندگی دنیا، نه تنها آنچه نصیب او می شود، بلکه تمام نعمت هایی را که در این جهان هست، نسبت به عالم آخرت پشیزی به حساب نمی آورد؛ زیرا در نظر او، دنیا
[صفحه ۱۷۶]
محدود و متناهی و عالم آخرت نامحدود و نامتناهی است و روشن است که بین متناهی و نامتناهی هیچ نسبتی وجود ندارد؛ حتی اگر بگوییم نسبت متناهی با نامتناهی به اندازه ی یک چشم بر هم زدن می باشد، باز هم زیاد گفته ایم. اگر همه عمر دنیا را از ابتدا تا انتها، اعم از آنچه در کره زمین و کرات دیگر منظومه شمسی و نیز سایر کهکشان ها است – کهکشان هایی که گاهی میلیاردها سال نوری با ما فاصله دارند – با زندگی آخرت مقایسه کنیم هیچ نسبتی بین آنها نمی یابیم؛ چرا که در هر حال مقایسه محدود با نامحدود است. اگر وضع عمر همه ی دنیا در مقایسه با آخرت این گونه است، وضعیت عمر محدود صد ساله انسان معلوم است که چیست! این بینشی است که ادیان الهی و پیامبران خدا به انسان ارائه می دهند.
آنچه درباره ی ناچیز بودن دنیا ذکر شد، مبتنی بر یک بینش عمیق علمی، فلسفی و اعتقادی است و چنین اقتضایی دارد که انسان نسبت به دنیا و زخارف آن سر سوزنی دل بستگی پیدا نکند.
استفاده ی مطلوب از عمر
مسأله دیگر این که، درست است زندگی دنیا محدود و از یک چشم بر هم زدن هم کم تر است، اما باید توجه داشت که همین زندگی محدود است که سرنوشت زندگی نامتناهی را مشخص می سازد. خوشبختی و بدبختی ما در زندگی نامتناهی ابدی، در گرو کارهایی است که در زندگی دنیا انجام می دهیم. بنابراین، از یک جهت زندگی دنیا ارزشی ندارد و نسبت به زندگی آخرت چیزی به حساب نمی آید، اما از جهت دیگر به لحاظ تأثیری که در زندگی آخرت دارد، هم پای زندگی آخرت با ارزش است و از این نظر، ارزش عمر دنیا بی نهایت می باشد؛ زیرا نتیجه ی آن بی نهایت است: یا بی نهایت نعمت و ثواب، یا بی نهایت عذاب و عقاب. پس برای لذت های دنیا نباید حسابی باز کنیم، اما برای عمری که در این دنیا داریم، قطعا باید حساب باز کنیم و هر چشم بر هم زدنش را بیهوده از دست ندهیم. طبیعی است که اداره کردن زندگی فردی و خانوادگی بدون فعالیت و تلاش امکان پذیر نیست. این سنت الهی است که انسان در دنیا زحمت بکشد تا هم نیازهای فردی خود و خانواده اش را تأمین کند و هم بخشی از نیاز جامعه را برطرف
[صفحه ۱۷۷]
نماید. تا اینها نباشد، زمینه ی امتحان فراهم نمی شود، زمینه ی امتحان که نبود، انتخاب نیست، زمینه انتخاب که نبود، رشد انسانی محقق نمی شود، رشد انسانی که نبود، ثواب های اخروی نخواهد بود. آن ثواب ها برای انتخاب آگاهانه انسانی است نه فعالیت های جبری.
ممکن است سؤال شود که چه نسبتی بین زحمتی که انسان برای کسب روزی می کشد با تکالیف دیگری که بر عهده ی او است، وجود دارد و چگونه باید بین اینها جمع کرد؟ در پاسخ باید بگوییم که مشخص کردن اولویت ها و درجه ی اهمیت آنها، وظیفه ی فقیهان دین شناس است. البته مسایل مبهم و مشتبه نیز ممکن است انسان را در انتخاب و تعیین اولویت ها دچار تردید نماید. مثلا، این که الان آیا تحصیل برای من اولویت دارد یا غیر تحصیل؟ چه مقدار از زمانی را که به تحصیل اختصاص می دهم باید به عبادت بپردازم؟ مطالعه برای من بیش تر اهمیت دارد یا خواندن نافله؟ صبح زود به پای درس حاضر شدن بیش تر برای من اهمیت دارد یا قرائت قرآن؟ ورزش بیش تر برای من اهمیت دارد یا استراحت؟ و… تمام اینها مسایل خاص خود را دارد که انسان باید بر اساس آن زندگی اش را برنامه ریزی کند.
یکی از پرسش های اساسی که در این زمینه وجود دارد این است که ما برای تأمین زندگی دنیا باید تا چه حد تلاش کنیم؟ این پرسش یک جنبه فردی دارد و یک بعد اجتماعی. در بعد فردی، اجمالا بسته به تفاوت شرایط زندگی هر فرد این حد متفاوت است. برای مثال، سربازی که در جبهه می جنگد، و پرستاری که در بیمارستان خدمت می کند، نمی توانند کار تولیدی انجام دهند، اما کشاورزی که در مزرعه فعالیت می کند یا کارگری که در کارخانه کار می کند حسابشان جدا است. مدیری هم که در اداره کار می کند حساب دیگری دارد. طلبه و استاد و مانند اینها هم هر کدام حساب خودشان را دارند. در هر حال آنچه فعلا بیش تر مدنظر است بعد اجتماعی این مسأله و بحث «توسعه اقتصادی» از دیدگاه اسلام است که مناسب است در این جا اشاره ای به آن داشته باشیم.
پندهای امام صادق(ع)به رهجویان صادق نوشته آقای محمد تقی مصباح یزدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *