امامت و رهبری، حاکمان زمان

عیش و نوش در حکومت بنی امیه

از آنجا که بنیامیه خلافت را به سلطنت تبدیل کردند و از امور دین چشم
[صفحه ۱۲۷]
پوشیدند و به طرف دنیا رفتند و تنها چیزی که در نظر آنان اهمیت داشت حکومت بر مردم بود، از بهترین کاخها، غذاها و لباسها و انواع تجملات استفاده کردند که نمونههایی از آن را میخوانید.
غذاهای گوناگون:
شخصی به نام احنف بن قیس میگوید: یک روز بر معاویه وارد شدم، سفرهی عجیبی گسترده بود و انواع غذاهای گرم و سرد، و شیرین و ترش برای من آورد که در شگفت شدم. سپس دستور داد یک نوع غذای دیگر آوردند که من هر چه در آن دقت کردم، نفهمیدم چیست. پرسیدم: این غذاها چگونه تهیه شده است؟
گفت: رودههای مرغابی است که آن را از مغز سر گوسفند پر کرده و سپس در روغن پسته سرخ نموده و بر آن شکر پاشیدهاند.
من گریه کردم. معاویه گفت: چرا گریه میکنی؟
گفتم: به یاد زندگی علی علیهالسلام افتادم. فراموش نمیکنم یک روز نزد او بودم، هنگامی که موقع غذا خوردن به افطار فرا رسید، به من پیشنهاد کرد نزد او بمانم، سپس کیسهی چرمی مهر کردهای پیش او آوردند. پرسیدم: در این کیسه چیست؟ فرمود: سویق جو (آرد نرم) و پارهای غذاهای ساده که از آرد درست میشوند. گفتم: چرا آن را مهر کردهای؟ میترسی از آن بردارند، یا مایل نیستی کسی از آن بخورد؟ فرمود: هیچ کدام. من میترسم فرزندان من حسن و حسین آنها را با روغن زیتون بیالایند. گفتم: یا امیرالمومنین، مگر حرام است؟ فرمود: نه، ولی بر پیشوایان و زمامداران حق لازم است خود را در شمار محرومترین مردم قرار دهند تا فقر و پریشانی، بینوایان را فشار و شکنجه ندهد.
هنگامی که سخن به اینجا رسید، معاویه گفت: نام کسی را بردی که هیچ کس نمیتواند فضیلت او را انکار کند [۲۲۳].
[صفحه ۱۲۸]
خلاصه اینکه معاویه از جهت خوردنی، نوشیدنی و پوشیدنی به طور کامل در آسایش بسر میبرد [۲۲۴].
تجمل در لباس:
خلفای بنیامیه در پوشیدن لباس نیز تا آنجا که میتوانستند، اسراف میکردند و لباسهای فاخر میپوشیدند. معاویه نخستین کسی بود که لباسهای قیمتی میپوشید تا آنجا که خلیفهی دوم به او اعتراض کرد و گفت: معاویه، مانند کسری پادشاه ایران لباس پوشیدهای! [۲۲۵] و به او میگفت: تو کسرای عرب هستی [۲۲۶].
خلفای بنیامیه پارچههای حریر گلدار و پرنقش و نگار میپسندیدند. هشام بن عبدالملک بیش از دیگران به آن نوع پارچه علاقه داشت و از آن لباسهای بسیار برای خود تهیه میکرد تا حدی که دوازده هزار دست لباس حریر پرنقش و نگار به همراه جامههای دیگر در صندوقخانهی مخصوص او بود و هر گاه که به حج میرفت، هفتصد شتر صندوقخانهها و جامههای او را حمل میکردند و نیز چهار هزار اسب جمع کرد و تا آن زمان کسی از پادشاهان عرب آن همه اسب نداشت [۲۲۷].
زن هشام لباسی داشت که تارهای آن از طلا و بر آن نگینهای گرانبها آویخته بود، چندان که از سنگینی آن یارای راه رفتن نداشت. قیمت گذاران هرگز نتوانستند برای آن بهایی معین کنند [۲۲۸].
خلاصه خلفای اسرافکار بنیامیه هرچه توانستند، زر و سیم اندوختند.
[صفحه ۱۲۹]
ولید بن یزید بقدری گردنبند جواهر داشت که هر روز مانند لباس یکی را در میآورد و دیگری را بر گردن میانداخت و به اندازهای در خرید جواهر تند رفت که قیمت جواهر در تمام بازارهای آن روز ترقی کرد [۲۲۹].
نتیجهی بحث
چنانکه گذشت، بنیامیه بیشتر اوقات به بادهپیمایی و عیاشی و خوشگذرانی و شهوترانی و… میپرداختند و به امور کشور نمیرسیدند و حتی به نگهداری وضع سلطنتی خویش توجهی نداشتند و در تعیین و انتخاب والیان و ماموران عالی رتبهی دولتی چه بسا که به خواهش کنیزکی یا در نتیجهی دریافت پولی بزرگترین ایالت را به اشخاص نالایق و یا ستمکار میسپردند. به طور مثال در زمان خلافت هشام بن عبدالملک، جنید بن عبدالرحمن برای همسر هشام گردنبد جواهر نشانی هدیه برد، هشام از آن گردنبند خوشش آمد. جنید گردنبند دیگری فرستاد، هشام در مقابل این تقدیمیها سراسر خراسان را به او واگذار کرد [۲۳۰].
بیتردید ساختن کاخها و عمارتها و گردشگاهها از بیتالمال و ترتیب دادن مجالس لهو و لعب و میگساری و شهوترانی مانع این بود که خلفای بنیامیه به فکر ادارهی امور مملکت باشند و به جای اینکه از بیتالمال به نفع مردم محروم استفاده کنند، مبالغ بسیار گزافی فقط برای خریدن کنیزکان مصرف میکردند و این طبیعی است که هرگاه دست انسان باز باشد و پول زیادی به دست آورد، زندگانی خود را توسعه میدهد و از انواع خوراک، لباس، فرش و… استفاده میکند جز افرادی که بسیار اندکند.
[صفحه ۱۳۰]
برگرفته از کتاب پرتوی از زندگانی امام صادق علیه السلام نوشته آقای نورالله علیدوست خراسانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *