امامت و رهبری، حاکمان زمان

ائمه و پیشوایان اهلبیت رسالت علیهم السلام

از بین اولاد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام دو سبط رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم امام حسن علیه السلام و امام
حسین علیه السلام دو برادر والامقام به مقام امامت رسیدند [صفحه ۴۶ ] و بعد از آنها دیگر امامت در دو برادر قرار نگرفت و امامت
به ذریهی حسین بن علی علیه السلام اختصاص یافت ولی نه از آن جهت که حسین علیه السلام افضل از حسین علیه السلام بوده یا
فرزندان حسن بن علی علیه السلام دارای مقام تقوی نبوده ارزش دینی نداشتند بلکه قضیهی امامت در نظر امامیه قضیهی نزدیکی و
دوری از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یا جهات دیگری از قبیل علم و تقوی به طور مطلق نیست بلکه امامت در نظر آنها
دارای عناصری است که برای پیشوائی لازم است و در هر کس آن عناصر موجود شد باید امام باشد و عناصر امامت در نزد شیعه
آنست که امام از تمام مردم دوره خود از هر جهت برتر باشد یعنی باید معصوم بوده و در علم و تقوی و خلق نیکو و در تمام شعب
خیر و در تبعیت از اوامر الهی یگانهی دهر خود بوده و دل بستگی حقیقی او به سنت رسول خدا از خصایص ذاتی او و از هر
منقصتی دور و جامع هر فضیلت و کمال باشد و این صفات و خصایص در افراد معینی از اولاد حسین بن علی علیه السلام جمع بود و
لذا اطاعت از آنها بر پیروانشان واجب میباشد و آنها که در خانوادهی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم واجب الاطاعه بودند
به شرح زیر میباشند ( ۱) امام علی بن ابیطالب علیه السلام – سال وفات ۴۱ هجری ( ۲) امام حسن بن علی علیه السلام – سال وفات
۵۰ هجری ( ۳) امام حسین بن علی علیه السلام – سال وفات ۶۱ هجری ( ۴) امام زینالعابدین علی بن حسین علیه السلام – سال وفات
۹۵ هجری ( ۵) امام محمد بن علی الباقر علیه السلام – سال وفات ۱۱۵ هجری ( ۶) امام جعفر بن محمد الصادق علیه السلام – سال
وفات ۱۴۸ هجری ( ۷) امام موسی بن جعفر الکاظم علیه السلام – سال وفات ۱۸۶ هجری ( ۸) امام علی بن موسی الرضا علیه السلام –
۹) امام محمد بن علی الجواد علیه السلام – سال وفات ۲۲۰ هجری ( ۱۰ ) امام علی بن محمد ) [ سال وفات ۲۰۲ هجری [صفحه ۴۷
الهادی علیه السلام – سال وفات ۲۵۴ هجری ( ۱۱ ) امام حسن بن علی العسکری علیه السلام – سال وفات ۲۶۰ هجری ( ۱۲ ) امام محمد
بن الحسن المهدی علیه السلام که غایب و باقی است تا خدا بخواهد این بزرگواران پیشوایان بزرگی هستند که از روح و جسد
محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم و از خون و گوشت و پوست علی ابن ابیطالب علیه السلام و فاطمه زهرا دختر بزرگوار
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بودهاند و امامت آنها یکی پس از دیگری با نص و تصریح امام قبلی آنها ثابت است من قلب
تاریخ و حواشی آن که به قلم مردمی بسیار از مؤمن و فاجر و عالم و جاهل و معتدل و منحرف و عادل و فاسق و هر رنگ و مذهب
بوده خوانده تاریخ این ائمهی بزرگوار را هم در صفحات این تاریخها دیدهام و مثل آنست که این مورخین مختلف العقیده با هم
صفحه ۲۵ از ۱۰۲
قرار گذارده و اتفاق کردهاند که در آن صفحات درخشان و روشن و شفاف با یک نظر و یک عقیده و با یک قلم آیات و نشانه
هائی از آنها ثبت نمایند که همهاش موجب اعجاب و سربلندی است و هر چه دربارهی یکی از آنها نوشته و گفتهاند دربارهی همه
آنها صادق بوده و آنچه نویسندگان از مذاهب مختلف با نظرهای گوناگونی که داشتهاند دربارهی آنها نوشته و من دیدهام حتی
یک پشت چشم به آنها ننموده با یک اشارهی بسیار کوچک در طعن آنها ننوشته و یا مطالبی از آنها نقل نکردهاند که اشاره به یک
انحراف کوچکی در رویهی آنها باشد و یا از لغزش در کار آنها حکایت کند و من در این بررسی تاریخی جز صورتهای نورانی و
قیافههای کامل انسانهای بزرگ و مظاهر عالی انسانیت و جز جوانمردانی در بارزترین مظاهر فتوت و جوانمردی و مردانگی و
پهلوانانی در سختترین مواقع ابراز قدرت ندیدهام [صفحه ۴۸ ] این پیشوایان عظیم الشأن در علم و دانش گنجهائی بودند که
پربهاترین و کمیاب ترین جواهرات را در خود جا داده و اموری که از نظرها دور و از خاطرهها محو گردیده بود همه در دلهای آنها
محفوظ و هر علم و فضیلتی اعم از آشکار و پنهان همه در این گنجینهها موجود بوده است و اما از حیث عقیده – آیا دیدهاید که
بندهی از بندگان خدا در مقابل پروردگار خود بایستد در حالی که از عظمت خدا بر خود بلرزد و از ترس پروردگار خود مثل
شمعی باشد که بسوزد و آب گردد و یا قلبی را دیدهاید که دائما در حال خشوع و فروتنی بوده همواره از شدت خوف الهی بلرزد
آیا کسی را دیدهاید که در غیر محراب عبادت کانون حرارت و حماسه و آتش فشانی باشد که لهیب آن به صورت ستمکاران در
هر جا باشند بخورد و در مقام کرم و سخاوت مثل ابر بهاری باشد که رحمت خود را بر اهل زمین نثار میکند و صالح و فاجر از آن
بهرهمند میگردند و مثل چشمهی گوارائی باشد که هر خسته و ماندهای را در کنار خود به استراحت برساند و مانند مجاری
آبهای شیرین باشد که مردم و زمینهای اطراف آن از آن استفاده مینمایند و حلم و بردباری یکی از خصایص فطری آنها و
نسیمی از نسیمهای فرح بخش بخشش و اغماض آنها بوده است و حقیقت حلم و بردباری جزء ذات آسمانی آنهاست که از
ستمکاران و خطاکاران نسبت به خود میگذشتند آیا آن انسانهای نمونه را دیدهای که در زمین به منزلهی فرشتگان باشند که
هیچگاه خطائی از آنها سر نمیزند و به هیچ وجه نزدیک کارهای بد نمیروند و اجمالا همانطور که تاریخ نوشته است این
پیشوایان عالیقدر در هر شاخهی از شاخهای حیات شرافتمند انسانی چون شبنمهای درخشانی بودند که [صفحه ۴۹ ] مزرعهی حیات
انسانی را با طراوت و تر و تازه نگاه داشته و چون بلبلان خوش الحان و میوههای شیرین و گوارا او گلهای معطر مزرعهی انسانیت
بودهاند آنها گروهی از بشر بودند که حتی منافقین و دشمنان آنها هم نتوانستهاند زهر چشمی به آنها بزنند در حالی که در بین مردم
منافق و جاسوسان و مراقبین و حسودان زندگی میکردند و اندیشههای آنها فوق اندیشههای مردم زمان خود بود آیا این اوضاع و
احوال معجزه نیست؟ شاید باشد و اگر معجزه باشد قطعا شبیه به معجزه هست آیا ارادهی قوی آنها که همیشه بر تمام هواهای
نفسانی مسلط بوده و در مقابل آنها چون پرهای کاه متفرق میشد و آیا احکام آنها که تابع آن اراده و به مقتضای مصلحت صادر
میشد گرچه شبیه به ارادهی انسانها بوده معجزه نیست؟ در این صورت باید گفت عنایت الهی شامل آنها بوده است که آن اراده را
به وجود آورده در حقیقت ارادهی آنها ارادهی خدا بوده و چرا چنین نگوئیم در حالی که این عده منتخب او بوده و از بندگان
خاص و محبوب و مقرب الهی میباشند
برگرفته از کتاب الإمام جعفر الصادق علیه السلام نوشته: احمد مغنیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *