احادیث اعتقادی, اصحاب و شاگردان

گفتار امام صادق – توحید مفضل – منصور بن حازم، ابوایوب، بجلی کوفی

اشاره
ثقه، صدوق، و از اجله و فقهای اصحاب صادقین (ع) [ ۱۲۴۶ ] بوده، و از امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) نقل حدیث کرده است.
۱۲۴۷ ]. او را تصانیفی بوده است که از آن میان کتاب اصول الشرایع لطیف و کتاب الحج است. [ ۱۲۴۸ ]. شیخ طوسی گوید: او ]
کتابی دارد که ابن ابی عمیر ناقل آن است. [ ۱۲۴۹ ]. منصور بن حازم گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: خداوند اجل و اکرم از
این [صفحه ۳۷۸ ] است که به وسیله مخلوقش شناخته شود، بلکه مخلوق به وسیله خدا شناخته میشوند. فرمود: درست گفتی. عرض
کردم، هر که خدا را شناخت و دانست که خدایی دارد، سزاوار است که بداند خداوند خشنودی و خشمی دارد [ ۱۲۵۰ ]، و
خشنودی و خشم او جز به وسیله وحی و پیامبر معلوم نشود؛ و آنکه وحی بر او نازل نشود باید که در جستجوی پیامبران باشد و
چون آنان را یافت بداند که ایشان حجت خدایند و اطاعتشان لازمست. من به مردم (اهل سنت) گفتم: مگر نمیدانید که رسول خدا
(ص) حجت خداوند بر خلقش بود؟ گفتند: آری. گفتم: مگر نمیدانید که رسول خدا (ص) حجت خداوند بر خلقش بود؟ گفتند:
آری. گفتم: چون پیامبر درگذشت حجت خدا کیست؟ گفتند: قرآن. من در قرآن نظر کردم و دیدم مرجئه، قدری، و حتی زندیقی
که به آن ایمان ندارد برای غلبه در بحث به آن استشهاد میکند، پس دانستم که قرآن بدون قیم (و سرپرستی که معنی واقعی آن را
بیان کند) حجت نخواهد بود، و آن قیم هر چه نسبت به قرآن بگوید حق است. پس به آنان گفتم: قیم قرآن کیست؟ گفتند:
ابنمسعود قرآن میدانست، عمر هم میدانست، حذیفه هم میدانست. گفتم: همه قرآن را؟ گفتند: نه. پس نیافتم احدی را که گوید
کسی جز علی (ع) تمام قرآن را میدانست و آن گاه که هر کدام میگفتند نمیدانم، علی (ع) میگفت: میدانم [ ۱۲۵۱ ]، پس
شهادت میدهم که علی (ع) قیم قرآن بود و اطاعتش واجب و بعد از پیامبر حجت خدا بر مردم بود، آن چه او درباره قرآن گفت
حق است. حضرت فرمود: خدا تو را رحمت کند. عرض کردم: علی (ع) از دنیا نرفت تا آنکه برای پس از خود حجتی بر جای
گذاشت، همان گونه که رسول خدا (ص) بر جای گذاشت، و حجت بعد از علی (ع)، حسن بن علی (ع) است [ ۱۲۵۲ ] و شهادت
میدهم که امام حسن (ع) از دنیا نرفت مگر آن که برای پس از خود حجتی گذاشت همان طور که پدر و جدش گذاردند و حجت
بعد از حسن (ع)، حسین (ع) بود و اطاعتش واجب. حضرت فرمود: خدایت رحمت کند. من سر حضرت را بوسیدم و عرض کرم:
شهادت میدهم که امام حسین (ع) از دنیا نرفت تا اینکه حجت بعد [صفحه ۳۷۹ ] از خود را بر جای گذاشت و حجت بعد از او علی
بن الحسین (ع) است و اطاعتش واجب. حضرت فرمود: خدایت رحمت کند. من سر حضرت را بوسیدم و گفتم: شهادت میدهم
که علی بن الحسین (ع) از دنیا نرفت مگر آنکه برای پس از خود حجتی بر جای گذاشت که او محمد بن علی ابوجعفر (ع) است و
اطاعتش واجب بود. فرمود: خدایت رحمت کند. عرض کردم سرت را پیش آور تا ببوسم، حضرت خندید و عرض کردم: اصلحک
الله، میدانم که پدرت از دنیا نرفت تا این که حجت پس از خود را بر جای گذاشت چنان که پدرش این کار را کرده بود، و خدا را
گواه میگیرم که تویی آن حجت، و اطاعت تو واجب است. حضرت فرمود: بس است، خدایت رحمت کند. عرض کردم: سرت را
پیش آور تا ببوسم، پس سرش را بوسیدم، حضرت خندید، و سپس فرمود: هر چه میخواهی از من سؤال کن که بعد از این تو را
.[ باور کرده، هرگز انکار نخواهم کرد. [ ۱۲۵۳
برگرفته از کتاب اصحاب امام صادق علیه السلام نوشته: علی محدث زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *