اصحاب و شاگردان

فرضیه های جابر بن حیان

وی عقیده داشت که فلزات عموما مرکب از دو گوهر میباشند: یکی گوگرد و دیگری سیماب (جیوه). جابر معتقد بود که اگر ما
گوگرد و سیماب را با شرایط و امتبازات مخصوص و با میزان دقیق و تحقیقی به هم بیامیزیم، میتوانیم از ترکیب این دو گوهر،
طلای ناب را تکوین کنیم و اگر تحت همین شرایط، مقدار سیماب بر گوگرد افزوده شود، نقره به دست میآید. جابر درباره معادن
مس و سرب و آهن و قلع هم، قایل به همین عقیده بود. یکی از علمای اروپا، وقتی عقیده جابر بن حیان را توضیح میدهد، چنین
مینویسد: اگر چه عملیات طبیعی در عصر حاضر، قایل به ترکیب فلزات از گوگرد و سیماب نیست؛ ولی ما نمیدانیم که چرا هر
وقت به کشف معادن طلا و نقره دست مییابیم، اطمینان داریم که در همان گوشه کنارهای معدن، جیوه و گوگرد هم وجود دارد.
علمای قدیم، در میان فلزات گوناگون جهان، بیش از دو سه فلز را نمیشناختند مثلا: طلا و نقره و آهن. و این جابر بن حیان بود که
برای نخستین بار به وجود فلزات دیگر هم در کانهای دنیا پی برد، منتها وسیله استخراجش را به دست نداشت. [ ۲۷۷ ]. شخصیت
بزرگ جابر تنها در فلسفه و نویسندگی او نیست، بلکه بیشتر از آن باید گفت: وی مردی آزمایشگر بود، و مدتهای درازی از عمر
خود را در ترکیب و تجزیه و تحلیل مواد گوناگون صرف کرد، و از هیچگونه فعالیتی که در عملیات کیمیایی خود به کار میبرد،
خسته نمیشد، تا آنکه در شیمی امروزی، چندین ماده اصلی موجود است که زاییده عملیات جابر بوده است، و کشف همان مواد
اصلی را میتوان مادر ترقیات کنونی شیمی نام نهاد. جابر پایهگذار کیمیای قدیم و مؤسس شیمی جدید است. ترقیاتی که اروپاییان
نخستین کسی که » : در این علم نمودهاند، در اثر پایه و بنایی است که جابر اساس آن را پیریزی کرده بود. دکتر حتی میگوید
دربارهی طریقه ترکیب داروها رسالهای نوشت، جابر بن حیان، پدر کیمیای عرب، بود. بنابر روایات، وی شاگرد امام ششم، جعفر
صادق (ع) نیز بوده است. جابر بیش از هر شیمیدان سلف، به اهمیت تجربه در کنجکاویهای خود اعتقاد داشت. و در پیشبرد
شیمی از لحاظ نظری و علمی کوشش قابل ملاحظهای کرد. روایتهای اروپایی کشف بسیاری از ترکیبات شیمیایی را به او نسبت
میدهند. کتاب های [صفحه ۱۱۰ ] منسوب به جابر، پس از قرن چهاردهم، در اروپا و آسیا، مهمترین کتب شیمی به شمار میرفت،
و محقق است که بسیاری مطالب تازه به علم شیمی افزوده است. جابر دو عمل مهم شیمی یعنی تکلیس و احیاء را از لحاظ علمی
توصیف کرد، و نیز روشهای قدیم را که برای تبخیر و تصفیه و ذوب و تبلور به کار میرفت، تغییر داد. گر چه این نکته کاملا
محقق نیست که جابر طریقه به دست آوردن اسید سولفوریک و اسید نیتریک و تیزاب سلطانی را کشف کرده باشد، اما، وی به
.[۲۷۸] .« جای نظریه ارسطو درباره ترکیب فلزات فرضیه دیگری نهاد که تا قرن هیجدهم، یعنی اوایل دوران شیمی جدید، بر جا بود
صفحه ۶۱ از ۲۸۴
دکتر گوستاولوبون فرانسوی مینویسد: علمای اسلام، راجع به فلزات و نباتات و ترکیب آن و متحجرات، تصانیف زیادی نمودند.
مواد مهمهای که شیمیدانان یونان از آن بیاطلاع بودند، مانند: تیزاب سلطانی، الکل، جوهر گوگرد و تیزاب فاروق و… تماما از
ایجاد و اکتشافات علمای مسلمین میباشد. مسلمین عمل تقطیر و غیره را که از کارهای اساسی علم شیمی است، جاری و معمول
داشتند. و این که مینویسد: لاووازیه [ ۲۷۹ ] موجد علم شیمی میباشد، باید در نظر داشت که هیچ علمی دفعۀ ایجاد نشده است؛
چنانچه اگر لابراتوارهای هزار سال پیش مسلمانان و اکتشافات مهمه آنان در علم شیمی نبود، هیچگاه لاووازیه نمیتوانست در این
علم قدمی به جلو بگذارد. سپس دکتر گوستاولوبون مینویسد: از شیمیدانهای بزرگ اسلام، جابر بن حیان است. از کتب به جا
مانده، چنین استفاده میشود که او از خواص گازها اطلاع داشته؛ زیرا در یکی از کتب خود مینویسد: چون گازها با اجسام مرکب
شوند، شکل و خاصیت خود را [صفحه ۱۱۱ ] از دست میدهند و در حقیقت از آن چه که بودند، تغییر میکنند. و اگر بخواهند
آنها را از اجسام باز گیرند، در این صورت ممکن است، دو حالت روی دهد: یکی آن که گازها به تنهایی متصاعد گردیده و جدا
گردد و اجسام طرف ترکیب آنها به جای خود بمانند، دیگر آن که گازها و اجسام دفعۀ از بین رفته و فانی گردند. دکتر
گوستاولوبون بعد از بیان این جملات مینویسد: در تصنیفات جابر بن حیان، ترکیبهای ذکر شده که قبلا معمول نبوده است، مانند:
جوهر شوره، تیزاب سلطانی، قلیاب، نوشادر، جیوه قرمز و سنگ جهنم [ ۲۸۰ ] و… جابر بن حیان اول کسی است که در کتب خود،
یک سلسله عملیات شیمیایی، از قبیل: تقطیر، تبخیر، انحلال، تجزیه و ترکیب و غیره را، بیان نموده است. [ ۲۸۱ ]. علامه شهرستانی
میگوید: دانشمندان اروپا، همگی اعتراف دارند که نوزده عنصر از عناصری که تا به امروز کشف شده است، از کشفیات جابر بن
حیان است. جابر میگوید: برگشت تمام این عناصر، به یک عنصر است و آن عبارت از عنصر قوی برق و آتش است که در باطن
کوچکترین ذره از ذرات ماده مستور است. سپس علامه شهرستانی اضافه میکند: این گفته جابر که در دنیای تاریک دیروز، به
تعلیم از امام صادق علیهالسلام، آن را اظهار داشته است، با نیروی عجیب الکترون [ ۲۸۲ ] که در دایره اتم کشف گردیده است
نزدیک به یکدیگر و با هم مطابقت میکند. [ ۲۸۳ ]. جابر نخستین دانشمند اسلامی است که به نحو مؤثری، علم شیمی را بر پایه
آزمایش بنا نهاد و همین خصوصیت است که به کار او جنبه علمی میبخشد. وی در این مورد، از دانشمندان یونانی قدم فراتر نهاد،
الحاد فی » و نتایج درخشانی را که در آثار او منعکس است، به دست آورد. دانشمند معروف مصری، عبدالرحمن بدوی، در کتاب
است، چنین مینویسد: زحمات جابر بزرگترین گامی است که [صفحه ۱۱۲ ] در « پل کراس » که خلاصه شده نوشتههای « الاسلام
قرون وسطی برای پایهگذاری علم طبیعی، بر مبنای اصولی که بر کمیت و مقدار استوار است، برداشته شده است. این جز هدف
علمای طبیعی امروز نمیباشد. از این جا عظمت و نبوغ دانشمندی چون جابر نمایان میگردد و همین کافی است که تاریخ علوم
جدید و قدیم، او را در صف اول قرار دهد. نکته دیگر که بیشتر مایه اعجاب است و بعضی دانشمندان بدان اشاره کردهاند، این
است که جابر و ابوریحان خاصیت رادیواکتیو و اجسام را به طور مبهمی درک کرده بودند و جابر مدعی بود که این راز طبیعی در
تمام فعالیتهای طبیعی مؤثر است. [ ۲۸۴ ]. علامه شهرستانی میگوید: کشف رادیوم را به جابر نسبت دادهاند؛ زیرا او در یکی از
رسالههایش گفته: هر که میخواهد خورشید تابان را، در دل شب تاریک قیرگون، مشاهده نماید، چنین و چنان کند. [ ۲۸۵ ]. در
روایات افسانهای بغداد، از قدرت علمی و صنعتی جابر چیزها نقل شده است. از جمله آن که: جابر، برای یحیی بن خالد برمکی،
صندوقی به ظرفیت یک انسان اختراع کرد که به هوا بالا میرفت. [ ۲۸۶ ] و مردی از فلز ساخته بود که کار نگهبان را انجام میداد،
و نزدیک شدن به آن مرد فلزی، قواعدی داشت، و اگر کسی بدون رعایت آن، میخواست از مقابل او بگذرد با شمشیر بر فرقش
میزد. [ ۲۸۷ ]. نظریه اختراع چیزی شبیه تلفن با تلگراف، از جابر، به وسیله علمای طبیعی بعد وی، نقل شده است که میگویند:
ممکن است با رشتههای فلزی و وسایل لازم، دو نفر از راه دور با هم تماس برقرار نمایند. [ ۲۸۸ ]. [صفحه ۱۱۳ ] آقای دهخدا در
مشکلات و فشارهای بسیاری که شیمیدانهای عرب در آغاز « نهایۀ الطلب » لغت نامه میگوید: جلدقی [ ۲۸۹ ] در کتاب خود
صفحه ۶۲ از ۲۸۴
اشتغالشان به این علم تحمل میکردند، حکایت مینماید و نسبت به جابر بن حیان میگوید که او چندین بار از مرگ نجات یافته،
و مقام و اهمیت او غالبا دستخوش اهانت جهال گردیده و به علم و فضل وی حسد میبردهاند و او ناچار شده است، بعضی از اسرار
صناعت (شیمی) را، به هارون الرشید و یحیی برمکی و پسران وی، فضل و جعفر، بروز دهد و همین مطلب باعث توانگری و ثروت
آنان گردید. چون برامکه مورد سوءظن هارونالرشید واقع شدند و دانست مقصود آنان انتقال خلافت به علویها، به کمک مال و
جاه خودشان است، همه آنان را کشت. جابر بن حیان، از ترس جان، ناگزیر به کوفه فرار کرد، و تا زمان مأمون، مخفی میزیست؛
سپس بیرون آمد. البته بنا بر نقل ابنندیم در فهرست و حاجی خلیفه در کشفالظنون، وفات جابر در سال ۱۶۰ هجری است، اما
چنان که روایت جلدقی را صحیح بشماریم، ناچار باید بگوییم که جابر بعد از این زمان، مدتی طولانی حیات داشته، چون مأمون در
سال ۱۹۸ هجری به اریکه خلافت قدم گذاشت. [ ۲۹۰ ]. جابر، پس از گرفتاری دوستان دانش دوست خود (برامکه)، از بغداد تبعید
و مدتها گرفتار آوارگی بود. سپس به طور پنهانی به کوفه رفت و در خانه موروثی پدرانش بی سروصدا میگذرانید، و تمامی
وقت خود را در آزمایشگاه وسیعی که زیرزمین ساخته بود، به تجربیات علمی مصروف میداشت؛ و هنگامی که مأمون عباسی بر
تخت خلافت نشست، به جستجوی عالم مزبور پرداخت. جابر با احترام از گوشه انزوا بیرون آمد، اما، دیگر عمر او برای مصاحبت با
خلیفه وفا ننمود، سر بر بستر نهاده و جان به جان آفرین تسلیم نمود.
برگرفته از کتاب اصحاب امام صادق علیه السلام نوشته: علی محدث زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *