اصحاب و شاگردان

شاگردان هشام بن حکم

هشام در مکتب جعفری به پایهای بود که امام صادق (ع)، محققان مشتاق ورود به مکتبش را، به او راهنمایی میکرد، و امر تعلیم
آنان را بدو میسپرد، و ایشان را به شاگردی هشام فرمان میداد. مرحوم کلینی، در اصول کافی، و مرحوم صدوق، در کتاب توحید،
داستان آن زندیق مصری را نقل کردهاند که چون سخنانی از امام صادق (ع) شنیده بود به مدینه آمد تا با حضرت مناظره کند. پس
از شرفیابی و مباحثه ایمان آورد؛ و سپس از حضرت تقاضا نمود که او را به شاگردی بپذیرد. حضرت به هشام فرمود: ای هشام بن
صفحه ۲۰۴ از ۲۸۴
حکم! او را نزد خود دار و تعلیمش ده. و هشام که معلم ایمان اهل مصر و شام بود، او را تعلیم داد تا عقیدهای نیکو یافت و امام
صادق (ع) را پسند آمد. [ ۱۴۴۷ ]. هشام بن حکم علاوه بر اینکه از بزرگترین متکلمین قرن دوم هجری بوده، به فرموده شیخ مفید،
از فقهای اصحاب و راویان موثق نیز شمرده شده، لذا گذشته از این که در علوم عقلی شاگردانی داشته، در علوم نقلی هم گروهی
از وی استفاده برده و از او نقل حدیث کردهاند، که نام آنها در کتب فقه و حدیث آمده است. [ ۱۴۴۸ ]. اینک به معرفی چند تن از
شاگردان او میپردازیم: اول – ابواحمد، محمد بن ابیعمیر، زیاد بن عیسی ازدی (متوفی ۲۱۷ هجری): از فقهای اصحاب اجماع
۱۴۴۹ ]، جلیلالقدر، و دارای منزلتی عظیم نزد شیعه و سنی است، و عامه و خاصه تصدیق وثاقت و جلالت او را نمودهاند [ ۱۴۵۰ ] او ]
عابدترین و پارساترین مردم زمان خود بوده است [ ۱۴۵۱ ]؛ و درک محضر حضرت کاظم حضرت رضا و حضرت جواد علیهم
السلام را [صفحه ۴۳۶ ] نموده؛ و در راه تشیع رنج بسیار دیده، و در زمان هارون و مأمون تحت تعقیب، شکنجه و فشار قرار گرفته، و
تازیانه خورده، و مدتی از عمر خود را در زندان گذرانیده است [ ۱۴۵۲ ] تصنیفات او را نود و چهار کتاب برشمردهاند. [ ۱۴۵۳ ]. ابن
ابیعمیر از کسانی است که پیوسته در محضر هشام بن حکم حاضر بوده: سری بن ربیع گوید: ابن ابیعمیر کسی را که (در علم و
فضل) همتای هشام بن حکم نمیدانست، و هیچ گاه از محضر او غایب نبود… [ ۱۴۵۴ ]. [صفحه ۴۳۷ ] در کتب فقه و حدیث روایات
هشام بن حکم که از اصول اربعمائه « اصل » بسیاری از هشام، از طریق ابن ابیعمیر، نقل شده است. [ ۱۴۵۵ ]. شیخ طوسی (ره)، به
است، دو طریق دارد که هر دو طریق به ابن ابیعمیر منتهی میشود. [ ۱۴۵۶ ]. دوم – ابومحمد، صفوان بن یحیی بجلی کوفی (متوفی
۲۱۰ هجری): ثقهای بلند مرتبه و از اصحاب اجماع است. او را موثقترین و عابدترین مردم زمان خودش دانستهاند [ ۱۴۵۷ ] او از
رجال اصحاب امام هفتم (ع) شمرده شده، و نزد امام هشتم (ع) منزلتی شریف داشته وکیل آن حضرت و حضرت جواد (ع) بوده
است. او از چهل تن از اصحاب امام صادق (ع) روایت نموده، و سی کتاب تصنیف کرده است. [ ۱۴۵۸ ]. ابنندیم، در فهرست، در
بخش فقهای شیعه و تصانیف آنان، از او یاد کرده و نام پارهای از کتب وی را این چنین آورده است: کتاب شراء و بیع، کتاب
تجارات، کتاب محبت و وظائف، کتب فرائض، کتاب وصایا، کتاب آداب، و کتاب بشارات المؤمن. [ ۱۴۵۹ ]. صفوان نیز از راویان
هشام، به صفوان بن یحیی نیز منتهی میشود. [ ۱۴۶۰ ]. سوم – یونس بن « اصل » هشام بوده، و یکی از دو طریق شیخ طوسی به
عبدالرحمن: از اصحاب اجماع، دارای منزلتی عظیم، و از فقهای بزرگ شیعه و محدثین و مؤلفین به نام جهان تشیع است. ابنندیم
در فهرست، تحت عنوان فقهای شیعه و مصنفین کتب فقه و اصول آن، از یونس بن عبدالرحمن نام برده و میگوید: یونس از
اصحاب حضرت موسی بن جعفر (ع) و [صفحه ۴۳۸ ] علامه زمان خود بود. او بر مبنای مذهب شیعه تصنیف و تألیف بسیاری داشته
است. [ ۱۴۶۱ ]. شیخ طوسی (ره)، برای وی بیش از سی کتاب نقل کرده است. [ ۱۴۶۲ ]. یونس را از شاگردان هشام شمردهاند. او از
جمله محدثینی است که از هشام نقل حدیث نمودهاند. [ ۱۴۶۳ ]. چهارم – نضر بن سوید صیرفی کوفی، از ثقات اصحاب امام کاظم
(ع)، و مشهورین به عدالت و صحت حدیث میباشد [ ۱۴۶۴ ] علمای رجل جملگی او را توثیق نمودهاند، و گفتهاند که او دارای
کتابی بوده است. [ ۱۴۶۵ ]. نضر بن سوید نیز از جمله کسانی است که از هشام روایت نمودهاند. [ ۱۴۶۶ ]. پنجم – نشیط بن صالح بن
لفافه [ ۱۴۶۷ ] عجلی: از اصحاب امام صادق (ع)، و امام کاظم (ع)، و از خدمتگزاران امام هفتم (ع) و راویان آن حضرت بوده، که
اکثر دانشمندان علم رجل، مانند: نجاشی، علامه حلی، و ابنداود او را توثیق کردهاند [ ۱۴۶۸ ] و شیخ طوسی، و نجاشی و ابنشهر
آشوب به کتابی که از وی نقل شده، اشاره کردهاند. [ ۱۴۶۹ ]. نشیط نیز از جمله کسانی است که از هشام نقل حدیث کردهاند.
۱۴۷۰ ]. ششم – ابوالحسن، علی بن منصور، کوفی، ساکن بغداد: نجاشی گوید: او در علم کلام شاگرد هشام بن حکم بوده، و کتبی ]
دارد که از آن جمله کتاب التدبیر، در توحید و امامت، میباشد. [ ۱۴۷۱ ]. [صفحه ۴۳۹ ] و نیز نجاشی، در ترجمه هشام بن حکم، آن
گاه که از کتب هشام نام میبرد، میگوید: کتاب التدبیر از گفتههای هشام بن حکم است که علی بن منصور آن را جمع کرده
است. [ ۱۴۷۲ ]. علی بن منصور نیز از جمله راویان هشام میباشد. [ ۱۴۷۳ ]. هفتم – ابوجعفر، محمد بن خلیل سکاک [ ۱۴۷۴ ]. شیخ
صفحه ۲۰۵ از ۲۸۴
طوسی (ره)، گوید: محمد بن خلیل، معروف به سکاک، از متکلمین، و از اصحاب هشام بن حکم، و شاگرد وی بوده است، و با او
در اموری مخالفت کرده جز در اصل امامت. برای او کتبی است که از جمله آنهاست: کتاب معرفت، کتابی در استطاعت، کتابی در
امامت، و کتاب رد بر کسی که امامت را به نصر نمیداند. [ ۱۴۷۵ ]. نجاشی گوید: محمد بن خلیل بغدادی، سکاک بوده، و صاحب
هشام بن حکم، و شاگرد وی میباشد و از او استفاده کرده است. برای سکاک کتبی است که از جمله آنها کتابی است در امامت و
کتابی که آن را توحید نامیده، لیکن آن کتاب تشبیه است نه توحید. [ ۱۴۷۶ ]. از کلام شیخ طوسی (ره)، استفاده میشود که سکاک
امامی و شیعه بوده، چه در اصل امامت با هشام بن حکم موافق بوده است. [ ۱۴۷۷ ]. فضل بن شاذان گوید: هشام بن حکم، رحمه الله،
که درگذشت، یونس بن عبدالرحمن جانشین او گشت، وی در رد مخالفین کوشا بود. و چون یونس بن عبدالرحمن درگذشت،
جانشینی جز سکاک بر جای نگذاشت، وی نیز در رد مخالفین جدیت داشت، تا اینکه سکاک، رحمه الله، هم درگذشت، و من بعد
[ از آنان جانشین ایشانم. [ ۱۴۷۸ ]. مرحوم مامقانی گوید: ممکن است کتاب توحید سکاک مشتمل بر اموری بوده که به [صفحه ۴۴۰
نظر بعضی از قدما مفید تشبیه باشد، چون قدما به مختصر چیزی که بر خلاف مذاقشان بود نسبت میدادند، چنانکه به همین نحو
نسبت غلو به اشخاص میدادند. چگونه میشود جانشین یونس بن عبدالرحمن که در رد مخالفین جدیت داشته قائل به تشبیه باشد؟
و چگونه ممکن است به کسی که شخصی چون فضل بن شاذان به جانشینی و شاگردی او اعتراف میکند و برای او طلب رحمت
.[ مینماید، چنین نسبتی داد؟ حق آن است که بگوییم او امامی بوده و از ممدوحین میباشد. [ ۱۴۷۹
برگرفته از کتاب اصحاب امام صادق علیه السلام نوشته: علی محدث زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *