اصحاب و شاگردان

دیدار یار امام صادق با امام

عبدی، یکی از یاران امام صادق علیه السلام، روزی همسرش به او گفت:
«چندی است خدمت امام صادق علیه السلام نرسیده ام؛ ای کاش امسال حج مشرف شده و با حضرت تجدید عهد و پیمان می نمودیم.»
عبدی گفت:
«به خدا قسم، برای هزینه ی حج پولی ندارم.»
در اینحال، همسرش پیشنهاد کرد که با فروش زیور آلات و برخی از لباس هایشان، پول سفر حج را آماده کنند.
از اینرو، عبدی آنها را فروخت و به اتفاق هم به سوی مکه به راه افتادند و نزدیک مدینه همسرش به شدت مریض شد؛ شوهرش با
[صفحه ۸۵]
نا امیدی از بهبودی حال وی، نزد امام صادق علیه السلام آمد و در حالیکه حضرت با دو پیراهن رنگین به تن، نشسته بود، عبدی به او سلام کرد و امام صادق علیه السلام پس از جواب سلام، حال همسرش را جویا شد و عبدی شدت مریضی او را اظهار نمود و حضرت فرمود:
ای عبدی! آیا تو به سبب مریضی او اندوهناک هستی؟
وقتی عبدی جواب مثبت داد، حضرت از خداوند متعال برای همسرش عافیت طلبید و فرمود:
«نزد همسرت برو؛ او سلامتی خود را باز یافته و کنیزکش به او تبر زد می خوراند.»
در اینحال، عبدی به سرعت نزد همسرش رفت و او را صحیح و سالم در حال خوردن تبرزد دید و همسرش گفت:
«پس از اینکه شما از نزد من رفتی، مردی که دو پیراهن رنگین بر تن داشت، نزد من آمد و از حالم پرسید و گفتم: «در حال مرگ هستم؛ فرشته ی مرگ را می بینم که برای قبض روحم آمده است.» در اینحال، او به آن فرشته فرمود: «به تو دستور می دهم که مرگ او را بیست سال به تأخیر اندازی.» به دنبال این، آن فرشته اطاعت محض خود را از وی اظهار نمود و سپس هر دو رفتند و من بی درنگ سلامتی خود را باز یافتم.» [۶۹].
[صفحه ۸۶]
برگرفته از کتاب صبح صادق :قصه های زندگی امام صادق علیه السلام نوشته آقای محمد حسین مهر آیین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *