اصحاب و شاگردان

اصحاب و شاگردان امام صادق (ع) – مؤمن طاق و ابوخدره

علامه مجلسی (ره)، در بحارالانوار، از کتاب احتجاج طبرسی، از اعمش روایت کرده گفت: شیعه و محکمه [ ۱۰۵۲ ] در کوفه به نزد
ابونعیم نخعی گرد آمدند، و مؤمن طاق در آن جا حاضر بود. ابن ابیخدره به شیعیان گفت: من اثبات میکنم که ابوبکر افضل از
حضرت علی (ع) و جمیع صحابه پیغمبر (ص) بوده، به جهت چهار چیز، و کسی قدرت بر رد آن را ندارد و آن چهار امر این است:
اول: ابوبکر در خانه پیامبر (ص) مدفون شد. دوم: با رسول خدا (ص) در غار بود. سوم: آخرین نماز را با مردم به جا آورد، قبل از
رحلت رسول خدا (ص). چهارم: اوست، ثانی اثنین، صدیق از امت. ابوجعفر مؤمن طاق گفت: ای پسر ابیخدره! من تقریر میکنم
برای تو که علی (ع) افضل از ابوبکر و جمیع صحابه پیامبر (ص) بوده، به همین چهار چیزی که ذکر کردی، و اینکه آنها برای
ابوبکر عیب و نقص بوده؛ و ملزم میسازم تو را به اطاعت امیرالمؤمنین (ع) به سه جهت: اول از قرآن که خداوند وصف فرموده او
را، دوم نص رسول خدا (ص) بر او، سوم به دلیل عقل، و اتفاق کردهاند همه بر آنها. سپس مؤمن طاق گفت: ای پسر ابیخدره! مرا
خبر ده از خانههایی که رسول خدا (ص) از خود باقی گذاشت، و خداوند مردم را از ورود در آن، مگر به اذن آن حضرت، [صفحه
۳۰۲ ] منع کرده، آیا رسول خدا (ص) آن خانهها را ارث قرار داد بر اهل و اولادش یا آنها را صدقه قرار داد برای مسلمانان؟ بگو
کدام یک از این دو بوده؟ از سؤال مؤمن طاق سخن ابیخدره قطع شد و هیچ نتوانست بگوید، و اشتباه خود را در آن چه گفته بود
فهمید؛ و چون نتوانست پاسخی دهد، مؤمن طاق گفت: اگر رسول خدا (ص) آن خانهها را ترکه گذاشته بود که از برای اولاد و
زنهای خود میراث باشد، هنگامی که از دنیا رفت نه زن در خانه داشت و عایشه دختر ابوبکر در نه یک از هشت یک آن خانه
سهم داشت؛ چگونه صاحب تو را در آن دفن کرد در حالیکه یک ذرع در یک ذرع از آن خانه به او نمیرسید؟ و اگر آن خانه
صدقه بود از برای مسلمانان، پس بلیه اعظم و بزرگتر خواهد بود؛ زیرا که نمیرسد از آن خانه به ابوبکر پدر عایشه، مگر آن
صفحه ۱۳۹ از ۲۸۴
مقداری که به ادنی فردی از مسلمانان، و دخول در آن منزل در زمان حیات و بعد از وفات آن حضرت، بدون اذن آن جناب،
معصیت بود، مگر از برای علی بن ابیطالب علیه السلام و اولاد آن جناب؛ زیرا که خدای تعالی حلال فرموده بود از برای ایشان آن
چه را که حلال ساخته بود از برای رسول خدا (ص). سپس مؤمن طاق گفت: شما میدانید که رسول خدا (ص) امر فرمود به بستن
تمام درهایی که به مسجد باز میشد به غیر از در خانه علی (ع). ابوبکر خواهش کرد که پیامبر (ص) اجازه مرحمت کند سوراخی
از خانهاش به مسجد باز کند، پیامبر اذن نداد، و جناب عباس عموی پیغمبر اکرم (ص) همین که درهای مسجد را بستند و در خانه
علی علیه السلام را باز گذاشتند، غضبناک به مسجد آمد، رسول خدا (ص) خطبهای خواند و در خطبه فرمود: خدای تعالی امر فرمود
به موسی و هارون که در مصر خانههایی برای خود بسازند و دستور داد که در مسجد ایشان کسی بیتوته نکند، و کسی با همسرش
نزدیک نکند، مگر موسی و هارون و ذریه ایشان. و سپس فرمود: نسبت علی بن من به منزله هارون است نسبت به موسی، و ذریه
علی مثل ذریه هارون میباشند، و حلال نیست از برای احدی که نزدیکی کند با همسر خود در مسجد رسول خدا (ص) و حلال
نیست که بیتوته کند در آن کسی، مرگ علی (ع) و ذریه آن جناب. سپس همه حضار گفتند: چنین است که تو گفتی. مؤمن طاق
به ابوخدره گفت: ربع دین تو رفت؛ و این منقبتی بود از برای صاحب من که مخصوص به اوست، و نیز عیبی بود برای صاحب تو
۱۰۵۳ ] – دومی از دو تن هنگامی که [صفحه ۳۰۳ ] در غار بودند – ] « ثانی اثنین اذهما فی الغار » : (ابوبکر). و اما قول تو که گفتی
پس خبر ده مرا، آیا خداوند فرو فرستاده سکینه و آرامش را بر رسول خدا (ص) و مؤمنین در غیر غار؟ ابن ابیخدره گفت: آری،
مؤمن طاق گفت: پس به تحقیق که خدا خارج کرد صاحب تو را در غار از سکینه و آرامش، و مخصوص گردانید او را به حزن؛ و
جای علی (ع) آن شب در فراش رسول خدا (ص) بود، و فدا کرد جان خود را راه آن حضرت؛ آیا این افضل است یا بودن با پیغمبر
(ص) در غار؟ همه حضار تصدیق گفته مؤمن طاق را نمودند. آن گاه مؤمن طاق گفت: ای ابیخدره! نصف دین تو از دست رفت.
و اما قول تو که گفتی: ثانی اثنین، صدیق امت است، به درستی که خدا واجب ساخته بر صاحب تو استغفار از برای علی بن ابیطالب
۱۰۵۴ ] – و آنان که ] « و الذین جاؤا من بعدهم یقولون ربتا اغفرلنا و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان » : (ع) را، در آن جا که فرموده
آمدند بعد از ایشان، میگویند: بار خدایا، بیامرز ما را و برادران ما را که سبقت گرفتند به ما در ایمان – یعنی مسلمانان مکلف
بودند که طلب آمرزش کنند از برای سابقین در ایمان، و شک نیست در این که علی (ع) سابق جمیع مردم بود در ایمان، پس اگر
ابوبکر داخل در مسلمانان باشد، خداوند او را به طلب آمرزش از برای علی بن ابیطالب (ع) مکلف ساخته. و آن چه را که ادعا
کردی او صدیق امت است، این اسم را مردم تعیین کردند، و آن کسی که نام گذاشته شده به این نام در قرآن، و شهادت داده قرآن
از برای او به صدق، او اولی است به صدق و تصدق از کسی که مردم او را نام گذاشته باشند؛ و به تحقیق که علی (ع) در منبر
بصره فرمود: منم صدیق اکبر که ایمان آوردم و تصدیق کردم که آن حضرت را، پیش از ابوبکر. حضار تصدیق قول او را نمودند.
پس مؤمن طاق به ابن ابیخدره گفت: سه ربع دین تو رفت. و اما قول تو که ابوبکر با مردم نماز خواند در آخر عمر پیغمبر اکرم
(ص)؛ تو ثابت کردی از برای او فضیلتی را که نبود از برای او، به درستی که مطلب به تهمت نزدیکتر است تا به فضیلت؛ چون
اگر امامت به امر رسول الله (ص) بود پیامبر وی را عزل نمیساخت، در حالی که پیغمبر (ص)، همین که دید ابوبکر برای نماز با
مردم تقدم جست، بیرون آمد و وی را کنار زد و از آن مقام عزل ساخت؛ و این عمل از ابوبکر، یکی از دو چیز بود: یا حیلهای
کرده بود، که رسول خدا (ص) با آن بیماری شدید که داشت مبادرت به برکناری او از محراب نمود تا آن که بعدا احتجاج نکند بر
مردم بر آن نمازی که خواند، و یا آن که از اول به [صفحه ۳۰۴ ] اذن رسول خدا (ص) بود، سپس به امر خدا او را از امامت
جماعت معزول ساخت. چنانکه در قضیه تبلیغ سوره برائت است که اول رسول خدا (ص) تبلیغ آن سوره را، به اهل مکه، به ابوبکر
مفوض فرمود، لیکن همین که برای تبلیغ سوره برائت رفت، جبرئیل نازل شد و گفت که باید به دست خود یا کسی که از تو باشد
این کار را انجام دهی. پس رسول خدا (ص)، علی (ع) را به دنبال او فرستاد و سوره را از او گرفت و او را از آن کار عزل فرمود.
صفحه ۱۴۰ از ۲۸۴
در هر حال ابوبکر مذموم باشد، زیرا آشکار شد آن چه مستور و پوشیده بود از او، و این دلیل روشنی است که ابوبکر را صلاحیت
جانشینی رسول خدا (ص) نبود و او مأمور به امری نگشت. مردم گفتند: راست گفتی. پس ابوجعفر مؤمن طاق به ابن ابیخدره
گفت: تمام دین تو رفت و رسوا شدی، در حالیکه میخواستی صاحبت را مدح کنی. آن گاه مردم به مؤمن طاق گفتند: اکنون تو
یا ایها الذین » : دلیل خود را بر وجوب اطاعت علی (ع) بیان کن. مؤمن طاق گفت:اما از قرآن، گفته خدای تعالی است که فرموده
۱۰۵۵ ] -ای کسانی که ایمان آوردهاید از پروردگار خود پروا گیرید و با راستگویان باشید – ] « آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین
و الصابرین فی البأساء و الضراء و حین البأس اولئک الذین » : پس علی (ع) را با صفت صدق و راستی یافتیم، در آن جا که ذکر شده
۱۰۵۶ ] – و آن کسانی که صابرند در سختیها و در زیان و رنجوری و هنگام گیر و دار جنگ، آن ] « صدقوا و اولئک هم المتقون
جماعتند کسانی که راست گفتند و آن جماعتند پرهیزکاران – و اجماع است بر این که علی (ع) اولی است به این صفات از جمیع
مردم؛ زیرا که آن حضرت هرگز از جنگی فرار ننمود، چنان که دیگران در جنگها در مواضع متعدده گریختند. مردم تصدیق قول
او را نمودند. سپس گفت: اما دلیل بر آن چه گفتم از حدیث و تنصیص رسول خدا (ص)، آن که حضرت رسول (ص) فرمود: دو
امر نفیس در بین شما میگذارم تا وقتی که متمسک شوید به آنها گمراه نشوید، پس از من؛ اول: کتاب خدا. دوم: عترت (اهل
بیت) من است؛ آن دو از یکدیگر جدا نگردند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. و نیز آن حضرت فرمود: مثل اهل بیتم در
میان شما، مثل کشتی نوح است، هر کس به آن کشتی سوار شد، نجات یافت، و هر کس از آن تخلف جست، غرق شد. پس
تمسک به [صفحه ۳۰۵ ] اهل بیت رسول خدا (ص) هادی است و محل رستگاری، به شهادت رسول خدا (ص)، و تمسک به غیر
ایشان گمراهی است. مردم تصدیق گفتار او را نمودند. پس مؤمن طاق گفت: اما از ادله عقلی: یکی آنها همگی مردم مأمور به
متابعت اعلم هستند، و اجماع امت بر این است که علی (ع) اعلم اصحاب رسول خدا (ص) بوده، و همه مردم از آن جناب سؤال
میکردند و به آن حضرت در مسائل علمی احتیاج داشتند، و علی (ع) از تمامی ایشان مستغنی بود؛ و این شاهد و دلیلی است بر
افمن یهدی الی الحق الحق ان یتبع امن لا یهدی الا ان یهدی فمالکم » : حقیقت آن جناب، از قرآن، چنانکه حق تعالی میفرماید
۱۰۵۷ ] – آیا کسی که هدایت به جانب حق میکند سزاوارتر از است از او پیروی کنند، یا کسی که راه نیابد جز ] « کیف تحکمون
آن که هدایتش کنند؟ شما را چه میشود؟ چگونه حکم میکنید؟ راوی گوید: روزی بهتر از آن روز بر ما نگذشت و در آن روز
.[ جمع زیادی داخل مذهب حق شدند. [ ۱۰۵۸
برگرفته از کتاب اصحاب امام صادق علیه السلام نوشته: علی محدث زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *