اصحاب و شاگردان

اصحاب و شاگردان امام صادق (ع) – عبدالله بن ابییعفور عبدی کوفی

گفته است. [ ۹۴۲ ]. [صفحه ۲۶۷ ] شیخ « وقدان » یا « واقد » شیخ طوسی (ره) او را از اصحاب حضرت صادق (ع) شمرده و نام وی را
نجاشی (ره) گوید: عبدالله بن ابییعفور نامش واقد یا وقدان بوده و کنیهاش ابومحمد است. او ثقه و جلیلالقدر بوده، و بین اصحاب
و در نزد حضرت صادق (ع) موقعیتی خاص داشته، و در ایام حیات امام از دنیا رفته است. [ ۹۴۳ ]. او کتابی دارد که اصحاب آن را
از او روایت میکنند. [ ۹۴۴ ]. در وجیزه و بلغه او را توثیق کردهاند [ ۹۴۵ ]، و در رجال کشی روایاتی دربارهاش نقل شده که ما
بعضی از آنها را ذکر میکنیم: شیخ کشی، از حمدویه، از ابوحمزه معقل عجلی، از عبدالله بن ابییعفور روایت کرده که گفت:
صفحه ۱۲۳ از ۲۸۴
وقتی به حضرت صادق (ع) عرض کردم: به خدا سوگند، اگر شما اناری را دو نصف کنی و بگویی این نصف حرام است و این
نصف حلال؛ شهادت میدهم که آن چه را گفتی حلال است حلال، و آن چه را که گفتی حرام، حرام است. حضرت دو مرتبه
فرمود: خدا تو را رحمت کند. [ ۹۴۶ ]. و در روایت دیگر، حضرت صادق (ع) فرمود: من نیافتم احدی را که قبول کند سفارش مرا، و
اطاعت نماید امر مرا، مگر عبداله بن ابییعفور. [ ۹۴۷ ]. از زید شحام روایت شده که گفت: امام صادق (ع) به من فرمود: من نیافتم
کسی را که اطاعت کند فرمان مرا، و گفته مرا بپذیرد، و قدم به دنبال یاران پدرم بردارد، مگر دو نفر که خدا هر دو را رحمت کناد:
یکی عبدالله بن ابییعفور و دیگری حمران بن اعین؛ آن دو نفر مؤمن خالص و از شیعیان ما میباشند؛ نامهای آنان در کتاب
اصحاب یمین است که خداوند آن کتاب را به محمد صلی الله علیه و آله مرحمت فرموده. [ ۹۴۸ ]. در کافی، از ابیکهمس روایت
شده که گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم: عبدالله بن ابییعفور به شما سلام میرساند، فرمود: بر تو و بر او سلام باد؛ چون نزد
عبدالله رفتی سلامش رسان و به بگو، جعفر بن محمد بن تو میگوید: در آن چه علی نزد رسول [صفحه ۲۶۸ ] خدا (ص) به مقام
رسید، بنگر، و ملازمش باش؛ همانا علی نزد رسول خدا (ص) به سبب راستگویی و ادای امانت به آن مقام رسید. [ ۹۴۹ ]. عبدالله بن
ابییعفور گوید: امام صادق (ع) به من فرمود: مبادا مردم تو را نسبت به خودت بفریبند، که همانا امر (نتیجه اعمال) به تو خواهد
رسید نه به آنان؛ و نباید روزت به چنین و چنان سپری شود، که همانا کسی با تو هست که اعمال تو را حفظ و ضبط میکند؛ و
خوبی اندک را کم مشمار که فردا روز آن را به صورتی خواهی دید که تو را شادمان کند، و بدی اندک را کم مشمار که فردا
روز آن را به صورتی خواهی دید که تو را ناراحت سازد؛ و کار نیک کن که من ندیدم چیزی را که پیجوتر و سریعتر باشد از کار
« ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکری للذاکرین » : نیکی که به دنبال گناه گذشتهای انجام گیرد، پروردگار جلاسمه میفرماید
۹۵۰ ] – همانا نیکیها، بدیها را از بین میبرند، و این یادآوری است از برای اهل ذکر – [ ۹۵۱ ]. در کافی، از ابن ابییعفور، از امام ]
صادق (ع) روایت شده که فرمود: مردم را با غیر زبان (بلکه با کردار) خویش به خیر و نیکوکاری دعوت کنید؛ مردم باید کوشش
در عبادت و راستگویی و پرهیزکاری شما را ببینند. [ ۹۵۲ ]. روایت شده که ابن ابییعفور موقعی برای ادای شهادت، به محضر
ابویوسف قاضی، رفت. ابویوسف گفت: آرزو نمیکنم برایت چیزی بگویم، چون همسایه منی و جز راستی و عبادت طولانی شب،
از تو چیزی معهود نیست، الا یک خصلت. عبدالله گفت، آن چیست؟ گفت: تمایل تو به شیعهگری! ابن ابییعفور به طوری گریه
کرد که اشکش جاری گشت، و گفت: مرا به مردمی نسبت دادی که میترسم از آنان نباشم. ابویوسف شهادتش را پذیرفت.
۹۵۳ ]. ابن ابیعمیر گوید: ابن ابییعفور و معلی بن خنیس در نیل بودند – در زمان امام صادق (ع) – که راجع به ذبائح یهودیان ]
اختلاف کردند. معلی از ذبیحه یهودیان بخورد و ابن ابییعفور احتیاط کرد و از خوردن خودداری نمود. هنگامی که به محضر امام
صادق (ع) [صفحه ۲۶۹ ] شرفیاب شدند و جریان را عوض کردند، حضرت عمل ابن ابییعفور را تأیید کرد و معلی را خطا کار
دانست. [ ۹۵۴ ]. و بالجمله، در ایام حیات امام صادق (ع)، در سال طاعون، ابن ابییعفور وفات کرد. بعد از فوت، او حضرت صادق
(ع) برای مفضل بن عمر، مرقومهای نوشته، تمام آن مدح و ثناء و ترضیه است از ابن ابییعفور، به کلماتی که دلالت دارد بر جلالت
شأن او به مرتبهای که عقل حیرت میکند [ ۹۵۵ ]، و چگونه این طور نباشد در حالی که او از حواریین امام باقر (ع) و امام صادق (ع)
به شمار رفته [ ۹۵۶ ]، رحمه الله و رضوانه علیه و احشرنا معهم بحق محمد و آله الطاهرین، آمین یا رب العالمین.
برگرفته از کتاب اصحاب امام صادق علیه السلام نوشته: علی محدث زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *