اصحاب و شاگردان

اصحاب و شاگردان امام صادق (ع) – جابر بن حیان

اشاره
کنیهاش ابوعبدالله و یا ابوموسی [ ۲۶۱ ]، معروف به صوفی [ ۲۶۲ ]، شیمی دان بزرگ اسلامی است که در اصل خراسانی، لیکن محل
تولدش تحقیقا معلوم نشده، ولی تمام مورخین معتبر تقریبا متفقاند که او یا در طوس خراسان، در شمال شرقی ایران، یا در حران
عراق متولد شده. بعضی از مستشرقین که به شرح حال او پرداختهاند، احتمال میدهند، طوس مسقط الراس او باشد. تمام ثقات
[ متفقاند که او قسمتی از زندگی خویش را در شهر کوفه گذرانیده و با برامکه و وزراء هارون الرشید دوست بوده.وستنفلد [ ۲۶۳
نیز همین ،« کتابخانه شرقی » مستشرق، یا دیگری وی را از صائبیهای حران میداند. در بلو [ ۲۶۴ ] یکی دیگر از مستشرقین، در کتاب
عقیده را دارد. غریبترین مطلبی که از اقوال اروپاییانی که به شرح زندگانی جابر پرداخته اند به [صفحه ۱۰۴ ] دست میآید،
منسوب داشتن او به اشبیلیه اندلس است. آنان فقط این یک اشتباه را ننمودهاند؛ بلکه گاهی از او به عنوان مشهورترین امراء و
فلاسفه عرب و در جای دیگر یک نفر عرب، بدون هیچ صفت دیگر، و در جای دیگر پادشاه عرب و یا پادشاه عجم و حتی پادشاه
هند، نام بردهاند. این اختلاف حکایت می کند که اروپاییان، تا چندی قبل، شخصیت جابر را تحقیق نکرده بودند و تمام معلومات
آنان راجع به وی، منحصر به این بوده که او شرقی، و غالبا عقیده داشتهاند که او عرب بوده است؛ در صورتی که جابر ایرانی است
و فقط به مکتب شیمی عرب انتساب دارد. [ ۲۶۵ ]. حیان، پدر جابر، اصلا خراسانی و در طوس داروخانه داشته، و طرف اعتماد
همگان بود، و پیوسته به کار داروگری سرگرم، اما در عین حال مرد سیاست هم بوده چون با ابومسلم خراسانی، همکاری محرمانه
صفحه ۵۸ از ۲۸۴
داشته است. عمال بنیامیه وی را میشناختند و میدانستند که او عقیده شیعی دارد، و از پیروان خاندان نبوت است؛ ولی تحت
تعقیب قرار نگرفته، فقط وقتی روابط محرمانه او را با ابومسلم، دریافتند غافلگیرش نموده و به قتلش رسانیدند. حیان در خراسان
کشته شد و پسرش جابر که بسیار جوان بود، با سپاهیان شیعه از خراسان به کوفه آمد، و از آن جا به مدینه طیبه به خدمت حضرت
باقر علیه السلام شرفیاب شد. اما این شرفیابی چندان طول نکشید که امام پنجم (ع) از این جهان به ملکوت اعلی رحلت فرمود و
مسند امامت را به پسرش حضرت صادق علیه السلام سپرد. جابر بن حیان در ردیف شاگردان امام صادق (ع) قرار گرفت، و بنا بر
سوابق شیعه زادگی و ارادت موروثی خانوادگی لطف و محبت امام را بیش از دیگران به خود معطوف ساخت، تا آن جا که مانند
یک خانه زاد، در خانه حضرت صادق (ع) به سر میبرد. دائره المعارف بریتانیا، درباره جابر بن حیان چنین مینویسد: از
مشهورترین علمای طبیعی در قرن دوم هجری، جابر بن حیان است. او علوم پنهانی را از امام صادق (ع) فرا گرفت، ولی بعید نیست
که علم شیمی [ ۲۶۶ ] را از آن محضر نیاموخته باشد. روشن نیست که دائره المعارف بریتانیا این نظریه را بر اساس چه مدرکی بیان
کرده، در حالی که خود جابر اعتراف میکند که هر چه فراگرفته از حضرت صادق علیه السلام است و جز او استادی نداشته است.
آمده است که ابوموسی جابر بن حیان بن عبدالله کوفی، فیلسوف و « دائره المعارف دانش بشر » ۲۶۷ ]. [صفحه ۱۰۵ ] در کتاب ]
شیمیدان معروف، معروف، متولد کوفه بوده، ولیکن اصلا از خراسان است. وی با برامکه درآمیخت و با جعفر بن یحیی برمکی
دوست شد. تصنیفات جابر را تا پانصد جلد گفتهاند، ولی بیشتر آنها از دست رفته است. از تألیفات او اسرار الکیمیا و تصحیحات
کتب افلاطون و الخواص و صندوق الحکمه است. جابر در کشورهای اروپایی به واسطهی کتبی که در آغاز رنسانس [ ۲۶۸ ] ترجمه
نامید. کتب جابر مقداری از ترکیبات « زیت الزاج » شد، شهرت فراوان دارد، وی کسی است که الکل را کشف کرد و آن را
و سایر « تبلور » و « تقطیر » شیمیایی را در بردارد که قبل از وی مجهول بوده است؛ و جابر نخستین کسی است که عمل شیمیایی
خواص فیزیکی را نوشته و شرح داده است. جابر در طوس درگذشت. او در نوشتههایش چنین تصریح کرده که در این علوم شاگرد
و امثال این عبارات و با تجلیل ،« قال) سیدی جعفر الصادق )» حضرت امام جعفر صادق (ع) بوده است، و در همه جا امام را به عنوان
فراوان نام برده است. [ ۲۶۹ ]. جابر در عداد شاگردان مکتب امام صادق علیه السلام یاد میگردد، و او خود در پارهای از آثارش،
بدین نکته تذکر میدهد که اطلاعات مبسوط علمی خویش را از محضر آن معلم کبیر فراگرفته است. دکتر زکی نجیب محمود
میگوید: حقیقت مطلب آن است که جابر، هم شیعه هم فیلسوف و هم شیمیدان بوده است. او در سیاست، شیعه، در بحث و
« سیدی » که در نوشتههای جابر فراوان آمده و با عنوان « جعفر » استدلال، فیلسوف، و در علم و دانش، شیمیدان بود. دربارهی نام
(سرورم) به او اشاره شده است، گروهی ادعا کردهاند که منظور او همان جعفر بن یحیی برمکی است. اما، به اعتقاد شیعیان،
منظورش امام جعفر صادق (ع) میباشد. گفته دوم درستتر به نظر میرسد، زیرا جابر شیعه بوده است، و هیچ استبعادی ندارد که به
سیادت و سروری یک امام شیعه [صفحه ۱۰۶ ] اعتراف کند. به علاوه، بسیاری از منابع تاریخی نیز این شخص را، بیهیچ تردیدی،
شاگرد امام جعفر » امام جعفر صادق (ع) دانستهاند. مثلا، حاجی خلیفه، در کتاب کشف الظنون، همه جا، نام جابر را با عبارت
میگوید:… این کتاب را الحاصل نامیدم زیرا، سرورم جعفر بن « الحاصل » ذکر میکند و جابر، خود، در مقدمه کتاب «( صادق (ع
محمد، صلوات الله علیه، روزی به من فرمود: حاصل و سود این همه کتاب (کتابهای نوشته شده به وسیله جابر) چیست؟… لذا، من
این کتاب را نوشتم و سرورم آن را الحاصل نامید… پر واضح است که این همه احترام و بزرگداشت نمیتوانسته نسبت به شخصی
برمکی ابراز شده باشد؛ زیرا جابر خود در دستگاه هارون الرشید مقام و موقعیتی ممتاز داشت و از این جهت همپایه برمکیان بود.
بنابراین، چنین احترام و بزرگداشتی جز از جانب یک نفر شیعه نسبت به امام خود نمیتواند باشد. [ ۲۷۰ ]. جابر بن حیان از آن عده
انگشت شمار تاریخ است که در نبوغ و عبقریت ممتاز و سرشناس بوده است. تاریخ بشریت، در طول اعصار و قرون از انسانهای
نام میبرد، و یکی از آن « اعجوبه » بسیاری، سخن میگوید، ولی از میان این گروه عظیم ممتاز، عده معدودی را به عنوان
صفحه ۵۹ از ۲۸۴
اعجوبههای دوران، همان جابر بن حیان است. جرجی زیدان در مجله الهلال میگوید: جابر از شاگردان معروف امام صادق
علیه السلام بوده است. این نابغه بزرگ از کبار علمای شیعه از و نوادر زمان حضرت صادق (ع) است و شهرت بسیاری دارد. جزء
مفاخر علمی آن دوره بوده، و اهمیت او بیشتر به تجربه او در دانش شیمی تکیه دارد، و این شهرت با ترجمه پارهای از آثار او به
زبانهای خارجی از محدوده جهان عرب و دنیای اسلام، فراتر رفته و به مغرب زمین نیز کشیده شد. [ ۲۷۱ ]. و همچنین در کتاب
تاریخ هیئت مینویسد: در میان یونانیان یک نفر هم پیدا نشد که در علم شیمی از طریق تجربه وارد شود، ولی در اسلام صدها از
معروف به کتابی (لاتینی ،(Geber) « جبر » این قبیل اشخاص یافت شدهاند. آقای دهخدا آورده است: جابر میان فرنگیها به اسم
منسوب شده است. اختلاف میان جابر و جبیر « جبیر » کتاب الخالص) مشهور میباشد. جابر در لاتینی مؤلفات بسیار دارد که به نام
باعث شده که بعضی از مؤلفین اخیر گفتهاند که این دو اسم [صفحه ۱۰۷ ] متعلق به دو نفر است؛ ولی پروفسور هلمیارد [ ۲۷۲ ]، ثابت
نموده که جابر بن حیان همان است که در میان فرنگیها به نام جبیر معروف میباشد و تمام کتبی که در لاتینی به نام دومی منسوب
است، ترجمه یا اقتباساتی از مؤلفات دانشمندی (جابر) است که اصلا ایرانی بوده و به عرب نسبت دارد. در قرن هشتم مسیحی (قرن
دوم هجری) جابر بن حیان در دربار خلیفه وقت، هارون الرشید، در بغداد میزیسته و با برامکه روابط صمیمانه داشته و از شرح
حالش معلوم میشود که علاقه وی به آنان، بیش از علاقه او به خلیفه بوده است. چه برامکه به علم شیمی اهمیت فراوان میدادند، و
خود بسیاری از محاوراتی که میان او و برامکه در شرح و « خواص » این علم را با دقت و تحقیق، تحصیل میکردند. جابر در کتاب
گوید: او در تمام رشتههای علوم عصر « تاریخ الحکماء » در شرح حال جابر، در « قفطی » تفصیل این علم به عمل آمده، ذکر کرده و
خود، خصوصا علم شیمی سرآمد گردید. و ظاهرا از علم طب و طریق معالجات هم بهرهای داشته، چون در زمان او علم شیمی در
مینویسد: جابر بن حیان مکنی به ابوموسی بوده، و از حکمای سده دوم « مطارح الانظار » اعمال طبی به کار میرفته است. در
هجری، و از شاگردان امام به حق ناطق حضرت جعفر بن محمد الصادق علیه السلام میباشد؛ و در کتاب رسائل و مخترعات او را
نام برده است. پروفسور برتلو [ ۲۷۳ ] شیمیدان معروف فرانسوی، و صاحب کتاب تاریخ شیمی در قرون وسطی، اسم جابر را نسبت
به تاریخ شیمی، مثل اسم ارسطو نسبت به تاریخ منطق میداند. گویا جابر نزد برتلو، نخستین شخصی باشد که برای علم شیمی
قواعدی علمی، وضع کرده است که همواره در تاریخ دنیا با نام او مقرون است. [ ۲۷۴ ]. ابنندیم در الفهرست گفته: ابوعبدالله جابر
بن حیان کوفی که معروف به صوفی است، مردم دربارهی وی اختلاف کردهاند. شیعه معتقدند که او از بزرگان ایشان و یکی از
ابواب است، و وی را از اصحاب حضرت صادق علیهالسلام، و از اهل کوفه میدانند؛ و دستهای از فلاسفه او را از خود دانستهاند، و
در منطق و فلسفه مصنفاتی دارد؛ و زرگران و نقرهسازان میگویند که ریاست آنان در آن عصر به وی منتهی شده، و کار وی
پوشیده بوده و در شهرها [صفحه ۱۰۸ ] میگشته و از خوف سلطان در جایی مستقر نمیشد. و نیز گفتهاند که جابر در زمره برامکه
،« سیدی جعفر » بود و با جعفر بن یحیی برمکی مربوط بوده، و کسانی که این عقیده ارا دارند، میگویند که مقصودش از کلمه
جعفر برمکی است؛ و شیعه میگویند که مقصودش حضرت صادق علیه السلام است. و یکی از ثقات اهل صنعت، برای من حکایت
نزول کرده بود. و همین مرد گفت که بیشتر اوقات جابر در « الذهب » کرد که جابر در شارع باب الشام در درب معروف به درب
کوفه بوده و در آن جا، به مناسبت پاکی هوا، مشغول کیمیاگری بود؛ و همین شخص نقل کرد: خانهای که در آن، هاون طلایی که
در حدود دویست رطل وزن داشت، یافتند، خانه جابر بن حیان بوده است. و در آن خانه جز همان هاون طلایی چیز دیگری یافت
نشد. و این واقعه در زمان عزالدوله پسر معزالدوله واقع شد. و ابوسبکتکین دستار گفت: کسی که آن را تحویل گرفت، من بودم.
.[۲۷۵]
برگرفته از کتاب اصحاب امام صادق علیه السلام نوشته: علی محدث زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *