اصحاب و شاگردان

اصحاب و شاگردان امام صادق (ع) – اندرزهای بویزید بسطامی

بعضی از مورخین مانند ابنخلکان، سخنان حکمتآمیزی از بویزید بسطامی نقل کردهاند که ما به پارهای از آنها اشاره میکنیم:
از او پرسیدند که این درجه از شناخت حق را به چه وسیله به – « سئل بای شیء وجدت هذه المعرفۀ، قال: ببطن جائع و بدن عار »
لو نظرتم الی رجل اعطی من الکرامات حتی یرتفع فی » : دست آوردی؟ گفت: با شکم گرسنه و بدن برهنه. [ ۲۱۲ ]. بویزید میگفت
اگر مرد عارفی را در حین ملاقات – « الواء، فلا تغتروا به حتی تنظروا کیف تجدونه عند الامر و النهی و حفظ الحدود وداء الشریعۀ
دیدید که از او خارق عادتی سرزد، تا به این اندازه که در هوا پرواز کند، فریب آن حالات را نخورید تا آن گاه که به نظر دقیق
ببینید که در مقام اطاعت اوامر و ترک نواهی پروردگار چگونه است و در حفظ حدود و اداء وظائف کوشاست، یا نه؟ [ ۲۱۳ ]. وقتی
از او دربارهی علم و دانش سؤال کردند، گفت: طلب علم و اخبار از کسی پسندیده است که از علم به معلوم و از خبر پی به مخبر
برد. اما کسی که برای مباهات و افتخار، دانشی به دست آورد و بدان وسیله خود را برای دیگران زینت دهد تا در نظر مخلوق عزیز
و محترم شود، هر روز از حق دورتر و مهجورتر گردد. در دنیا خواری و مذلت بیند. از بویزید پرسیدند که مردم را در راه حق چه
چیز در دنیا بهتر و خوشتر است؟ گفت: دولت مادرزاد. گفتند: اگر نبود؟ گفت: تن توانا. گفتند: اگر نبود؟ گفت: چشمی بینا.
گفتند: اگر نبود؟ گفت: گوشی شنوا. گفتند: اگر نبود؟ گفت: مرگ ناگهانی. و نیز گفته: اگر همه ثروتهایی که به خلق داده شده،
صفحه ۴۹ از ۲۸۴
به شما داده شود، ذرهای خوشوقت نشوید و اگر همه گرفتاریها در راه شما بیاید، سر مویی نومید نگردید که نه آن را بقایی است و
نه این را ثباتی. وقتی بزرگی بدو گفت که مرا چیزی گوی که باعث رستگاری من گردد. گفت: برو و [صفحه ۸۴ ] دو حرف از
علم یاد گیر که همین است و بس. اول آن که بدانی خدای تعالی بر حال تو مطلع است در همه حال؛ دوم آن که بدانی از عمل تو
بینیاز است، در تمام احوال. از او پرسیدند که نشانه دوستان خدا و فرمانبرداران حق چیست؟ گفت: کسانی که سه خصلت در آنان
باشد: اول – سخاوتی چون سخاوت دریا. دوم – شفقتی چون شفقت آفتاب. سوم – تواضعی چون تواضع زمین. [ ۲۱۴ ]. از او
پرسیدند که چه نحو زندگی نیکوست؟ گفت: عیش زندگی در علم است و لذت آن در محبت و راحتش در معرفت و بسیاری
روزی در ذکر. و نیز گفته است: چنان نمای که هستی، یا چنان باش که نمایی. [ ۲۱۵ ]. وقتی از او پرسیدند که روی آب توانی
رفت؟ گفت: چوب روی آب میرود. گفتند: در هوا توانی رفت؟ گفت: مرغ در هوا پرواز میکند. گفتند: در یک شب به کعبه
توانی رسید؟ گفت: جادوگری در یک شب چندین مرحله راه طی مینماید. گفتند: پس کار عارفان و مردان خدا چیست؟ گفت:
آن که دل در کس نبندند جز خدای، و نخواهند جز خدای، و با مردمان نیکی کنند و محشور باشند از برای خدای. خواجه عبدالله
انصاری این کلام را این گونه اقتباس کرده است: گر بر هوا پری، مگسی باشی و اگر بر آب روی، خسی باشی، دل به دست آر تا
کسی باشی از تن و نفس و عقل و جان بگذر در ره حق دلی به دست آور آن چنان دل که وقت پیچاپیچ جز خدای اندر او نگنجد
هیچ [ ۲۱۶ ]. نویسنده گوید: مناجات و کلمات معراجیهای از ابویزید، در تذکره الاولیاء، و نامه دانشوران، و سایر کتب در این زمینه،
نقل شده است. قبر بایزید در بسطام – که از ابنیه شاهپور ذوالاکتاف است – در جنب قبر حضرت محمد بن جعفر الصادق
علیه السلام قرار گرفته است.
برگرفته از کتاب اصحاب امام صادق علیه السلام نوشته: علی محدث زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *