اصحاب و شاگردان

اصحاب امام صادق هشام بن حکم

اشاره
یکی دیگر از چهره های معروف و شاگردان مبرر امام صادق علیه السلام، هشام بن حکم کندی است. او در کوفه و واسط بزرگ شد. به عنوان تجارت به بغداد می رفت که پس از مدتی در بغداد ساکن شد و برای تجارت به شهرها می رفت. در همان زمان مردم را ارشاد می کرد و از حریم اهل بیت علیهم السلام دفاع می نمود و با منکران خدا به مباحثه می پرداخت، به گونه ای که قادر به جواب گفتن نبودند. او از این راه عده ی زیادی را به توحید و یکتاپرستی کشانید. هنگامی که هشام در کوفه زندگی می کرد، کوفه به پایگاه اختلاف مذاهب تبدیل شده بود. در آنجا علم کلام به شدت رواج پیدا کرده بود به طوری که از اطراف کوفه علما و متفکران و دانشمندان می آمدند و در آنجا جلسات علمی تشکیل می دادند و در حقیقت کوفه محل بحث و مناظره و درگیری بین اصحاب مذاهب مختلف بود. عده ای برای این که در مباحثات خود بر خصم پیروز شوند، از علم [ صفحه ۲۴۷] کلام استفاده می کردند و برای این که صحت عقیده و نظر خود را به طرف مقابل ثابت کنند و مسلک خویش را درست جلوه دهند، علم کلام را وسیله قرار می دادند. هشام بن حکم نیز که در علم کلام سابقه ی زیادی داشت، هنگام بحث و مناظره با نیرومندی و قدرت خاصی نظریات متکلمان دیگر فرق اسلامی را که تحت تأثیر فلسفه ی یونانی قرار گرفته بودند، رد می کرد. او در تمام مراحل با موفقیت از عهده ی بحث بر می آمد؛ به خاطر همین قدرت مناظره او بود که امام صادق علیه السلام به او فرمود: ای هشام! تو با هر دو پا به زمین نمی خوری (به طوری که هیچ گونه جوابی برایت نباشد)؛ تا بخواهی به زمین بیفتی، پرواز می کنی (به محض این که متوجه شوی، مغلوب می شوی، خود را نجات می دهی). افرادی مانند تو باید با مردم سخن بگویند. خود را از لغزش نگه دار، شفاعت ما دنبالش می آید، ان شاءالله. [۴۹۲] . به هر حال تشکیل این گونه مجالس سبب شد که از سوی حکومت وقت، جان وی به خطر بیفتد، چون از مناظرات قوی و مستدل او درباره ی امامت و طرفداری از علویان آگاه شده بودند، تا آنجا که هارون الرشید از فعالیت وسیع و گسترده ی او و برتری وی بر بیشتر اندیشمندان و رجال زمان خود مطلع شد و تصمیم به کشتن او گرفت؛ اما یحیی بن خالد برمکی از او دفاع کرد و محیط را برای او فراهم کرد. به گونه ای که نظر هارون را نسبت به هشام تغییر داد و هارون از قتل وی صرف نظر کرد، گر چه همیشه کینه ی هشام را در دل داشت و برخی از اوقات بر اثر ناراحتی زیاد، این کینه را اظهار می کرد. به عنوان نمونه در مجلسی که یحیی برمکی برای مناظره در بغداد تشکیل داد و نتایج بسیار خوبی داشت و اثر زیادی در روشن شدن افکار گذاشت، ریاست و نظارت آن مجلس را هشام عهده دار بود، بحثی درباره ی [ صفحه ۲۴۸] امامت مطرح شد. هارون که خود را در گوشه ای مخفی کرده بود، به این بحث گوش می داد. مناظره شدت گرفت و هشام پیروز شد. هارون ناراحت شد و گفت: زبان هشام از هزار شمشیر برنده تر است. [۴۹۳] .
برگرفته از کتاب ویژگیهای امام صادق علیه السلام نوشته آقای حامد فدوی اردستانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *