احادیث و سخنان

سخنان امام صادق در مورد قلم

۱- یحیی بن ابوالعلاء رازی گوید: مردی بر حضرت صادق – علیه السلام – وارد شد و عرض کرد: فدایت شوم؛ خبر ده مرا از معنی فرمایش خدای عزوجل: (ن – و القلم و ما یسطرون) [۱۲۱۹] «ن، سوگند به قلم و آنچه می نویسند».
و خبر ده مرا از معنی فرمایش خدای عزوجل به ابلیس: (فانک من المنظرین – إلی یوم الوقت المعلوم) [۱۲۲۰] «همانا تو از مهلت یافتگانی (اما نه تا روز رستاخیز، بلکه) تا روز و وقت معینی».
و خبر ده مرا از این خانه (کعبه) چگونه بر مردم واجب شد زیارت آن.
حضرت صادق – علیه السلام – به او نگاهی کرد و فرمود: چنین سؤالی پیش از تو کسی از من ننمود.
خداوند عزوجل هنگامی که به فرشتگان فرمود: (انی جاعل فی الأرض خلیفه) [۱۲۲۱] «همانا من در روی زمین جانشینی – نماینده ای – قرار خواهم داد.» فرشتگان از این خبر ضجه و ناله کردند، و عرض کردند: پروردگارا! اگر حتما خلیفه ای در زمین قرار
[صفحه ۵۲۰]
خواهی داد پس از میان ما قرار بده تا مطابق فرمان تو در میان مخلوقاتت عمل کند.
خدا در پاسخ آنان فرمود: (انی أعلم ما لا تعلمون) [۱۲۲۲] «همانا من حقایقی را می دانم که شما نمی دانید».
فرشتگان خیال کردند که این سخن که خدا فرمود از روی غضب بود، لذا به عرش پناه بردند و دور او طواف کردند، و لذا خداوند عزوجل امر فرمود برای آنها خانه ای از مرمر که سقف آن از یاقوت سرخ بود، و ستونهای آن از زبرجد ساختند که در آن هر روز هفتاد هزار فرشته وارد می شود که دیگر – پس از آن – تا روز معلوم داخل نمی شوند.
سپس حضرت فرمود: و روز معلوم؛ روزی است که در صور یک نفخه دمیده می شود، و ابلیس میان دمیدن اولی و دمیدن دومی می میرد.
و اما «نون» پس نهری است در بهشت که از یخ سفیدتر، و از عسل شیرین تر است خدا به آن فرمود: مداد (جوهر) باش، مداد شده.
سپس درختی را گرفت و آن را با دست خود نشانید.
سپس حضرت صادق – علیه السلام – فرمود: مرادم از دست؛ قدرت است، نه آنچه مشبهه می گویند و معتقدند، سپس فرمود: قلم باش.
سپس به آن فرمود: بنویس.
عرض کرد: پروردگارا؛ چه بنویسم؟
حضرت فرمود: آنچه تا روز قیامت واقع می شود.
و آن چنین کرد، سپس روی آن مهر زد.
سپس فرمود: تا روز معلوم (قیامت) سخن مگو. [۱۲۲۳].
۲- سفیان ثوری گوید: از امام صادق – علیه السلام – از معنی (ن) «ن» سؤال نمودم.
[صفحه ۵۲۱]
حضرت فرمود: آن نهری است در بهشت که خداوند عزوجل به آن فرمود: جامد شو، پس او جامد گردید و مداد شد.
سپس خدای عزوجل به قلم فرمود: بنویس، قلم در لوح محفوظ نوشت آنچه واقع شد و آنچه تا روز قیامت واقع می شود.
پس مداد؛ مدادی است از نور، و قلم؛ قلمی است از نور، و لوح؛ لوحی است از نور.
سفیان گوید: به حضرت صادق – علیه السلام – عرض کردم: ای فرزند پیامبر؛ برای ما امر لوح و قلم و مداد را به بیانی کامل؛ بیان کن، و مرا از علمی که به تو تعلیم نمود تعلیم نما.
حضرت فرمود: ای پسر سعید؛ اگر نه اینکه تو اهل پاسخ و جواب بودی هرگز به تو پاسخ نمی دادم.
نون فرشته ای است که به قلم منتقل می کند، و قلم به لوح منتقل می نماید، و آن فرشته ای است، و لوح به جبرئیل، و جبرئیل به انبیاء و فرستادگان الهی منتقل می کنند.
راوی گوید: سپس حضرت فرمود: ای سفیان، برخیز؛ زیرا من مطمئن نیستم که آسیبی به تو نرسد. [۱۲۲۴].
۳- عبدالرحیم قصیر گوید: از امام صادق – علیه السلام – از معنی (ن – و القلم) «ن، سوگند به قلم» سؤال نمودم.
حضرت فرمود: خداوند قلم را از درختی در بهشت آفرید که نامش «خلد» است، سپس به نهری از بهشت فرمود: مداد باش، آن نهر منجمد شد، و از یخ سفیدتر، و از عسل شیرین تر بود.
سپس به قلم فرمود: بنویس، عرض کرد: پروردگارا؛ چه بنویسم؟
فرمود: بنویس آنچه واقع شد و آنچه تا روز قیامت واقع می شود.
[صفحه ۵۲۲]
پس قلم نوشت در برگه ای که از نقره سفیدتر، و از یاقوت شفاف تر است، سپس آن را پیچید و در رکن عرش قرار داد.
سپس بر دهان قلم مهر زد، و پس از آن سخنی نگفت، و هرگز سخن نخواهد گفت.
و آن کتاب؛ کتاب مستوری که از آن همه چیز نسخ می شود.
مگر شما عرب زبان نیستید؟ چگونه معنی کلام را نمی شناسید، در حالی که به همدیگر می گویید آن کتاب را نسخ (و استنساخ) کن؟!
مگر نه اینکه استنساخ می شود کتابی از کتاب مادر دیگری، و این است معنی فرمایش خدا: (انا کنا نستنسخ ما کنتم تعملون) [۱۲۲۵] «ما آنچه را انجام می دادید می نوشتیم!» [۱۲۲۶].
برگرفته از کتاب گنجینه نور پرسش های مردم و پاسخ های امام صادق علیه السلام نوشته آقای احمد قاضی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *